به نام خدا

یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!

02191306290
11 ٪
۲۶۹٬۰۰۰
۲۳۹٬۴۰۰
تومان
افزودن به سبد خرید

کتاب‌های مشابه







کاش وقتی بیست ساله بودم میدانستم









آیکون توضیحات کتاب

معرفی کتاب

این اثر به شما کمک می‌کند جایگاه خود را در دنیا پیدا کنید . این کتاب درس بزرگی می‌دهد و درباره فرصت‌های زندگی صحبت می‌کند ؛ فرصت‌هایی که شاید به نظر ناچیز برسند ، اما همان‌ها عامل موفقیت هستند. علاوه‌بر آن ، آموزش این موضوع که راه موفقیت برای همه یکسان نیست و هرکسی می‌تواند از راه خودش به موفقیت برسد ، یکی دیگر از تلاش‌های این اثر است.

درباره کتاب کاش وقتی بیست ساله بودم می دانستم 

با مطالعه این کتاب یاد می‌گیرید چگونه از فرصت‌های زندگی بهترین استفاده را بکنید و به فکر اثربخشی از راه خودتان باشید. چرا که موفق شدن یک نسخه از قبل تعیین‌ شده ندارد. با مطالعه این اثر ، ذهن شما بازتر می‌شود و می‌توانید از مرزهایی که برای خودتان ساخته‌اید خارج شوید و با نگاهی جدید به پیرامون خود بنگرید . این کتاب خلاقیت شما را شکوفا می‌کند و شما را در مسیر توسعه قرار می‌دهد. 

خواندن کتاب کاش وقتی بیست ساله بودم می دانستم را به چه کسانی پیشنهاد می کنیم 

خواندن این کتاب به کسانی که به مباحث کارآفرینی و خلاقیت علاقه دارند و به فکر توسعه فردی هستند ، پیشنهاد می شود . هم‌چنین کسانی که به فکر اثرگذاری در عرصه موردعلاقه‌ خود هستند و می‌خواهند وارد عرصه کسب‌ و کار شوند ، مطالعه این کتاب را در اولویت قرار دهند.

در بخشی از کتاب کاش وقتی بیست ساله بودم می دانستم می‌خوانیم:

من فقط در روز اول کلاسم و برای توضیح موضوعاتی که در طول ترم ارائه خواهم داد از اسلایدهای پاورپوینت استفاده ‌می‌کنم. آخرین نکته بسیار مهم در ‌این اسلایدها این است: «هرگز هیچ فرصتی را برای افسانه شدن از دست ندهید». به آن‌ها ‌می‌گویم من‌ کار‌ خود را به بهترین شکل انجام ‌می‌دهم و از آن‌ها هم همین انتظار را دارم. آن‌ها هم بیش از آنچه من یا خودشان تصور کنند، تلاش ‌می‌کنند و پی‌ در‌ پی سطح خود را بالاتر ‌می‌برند.
این پیام گیرایی دارد و هر کسی فقط منتظر است ‌این دستورالعمل را بگیرد. اما در بیشتر مواقع، ما تشویق ‌می‌شویم که قانع بمانیم. تشویق‌مان ‌می‌کنند که حداقل ‌کار‌ ممکن را انجام دهیم و صرفا مقتضیات را برآورده کنیم. برای مثال، استادان همیشه مشخص ‌می‌کنند که برای امتحان چه چیزهایی را بخوانیم و سوال کلیشه‌ای و همیشگی دانشجوها از استادها هم ‌این است: «استاد،‌ این هم در امتحان ‌می‌آید؟»
همواره دانشجویان تشویق شده‌اند که‌ کار‌ی را انجام دهند که حداقل نمره را بگیرند. این اتفاق در محل‌ کار‌ هم ‌می‌افتد؛ رئیس، اهداف و معیارهای مشخصی را برای گرفتن پاداش و ترفیع برای ‌کار‌مندان خود تعریف ‌می‌کند. اما اتفاقات جالب زمانی رخ ‌می‌دهند که ‌این سقف انتظارات برداشته شود.
به نظر من محرک برداشتن ‌این سقف در درون همه ما وجود دارد. اشخاصی که محدودیت‌های فرضی را از ‌میان بر‌می‌دارند به نتایج فوق‌العاده‌ای می‌رسند. افسانه‌ای شدن مستلزم آن است که تصمیم بگیریم همیشه فراتر از حد انتظار پیش برویم. استیو گرتی، یکی از دانشجویان سابق و ‌کار‌آفرینان فعلی، به همکار‌انش ‌می‌گوید اگر ‌هر ‌روز انتخاب‌های کوچک خود را عاقلانه انجام دهند، درست مانند‌ این است که ‌هر ‌روز پولی پس‌انداز ‌می‌کنند؛ اثرات ‌این تغییرات کوچک تشدید ‌می‌شود و به مرور زمان نتایج فوق‌العاده‌ای به بار ‌می‌آورد.

نظرات کاربران

کتاب‌های مشابه