کتاب پیوست فرهنگی از مفهوم تا روش «پيوست فرهنگي» از مفاهيم جديدي است كه به دنبال واژگان راهبردي «مهندسي فرهنگ»، «مهندسي فرهنگي» و «مديريت فرهنگي» توسط مقام معظم رهبري در تاريخ17/9/86 طرح گرديده و علاوه بر اين كه موضوع مراكز عمدهي سياستگذاري قرار گرفته، اذهان بسياري از مراكز علمي و تحقيقاتي و پژوهشگران را به خود معطوف نموده است. وجه مشترك برداشت هاي گوناگون از پيوست فرهنگي، توجه به بعد عملياتي و تأثيرگذاري اين موضوع در مديريت فرهنگي كشور است. در يك نگاه كاركردي، طبعاً پيوست فرهنگي در دو رويكرد سلبي(پيشبيني، رفع و دفع كژ كاركردهاي سياستها و فعاليتها) و ايجابي (اندراج و اشباع كاركرد فرهنگي سياستها وفعاليتهاي غير فرهنگي) مورد توجه قرار ميگيرد و كه در مجموع، تدوین و اجرای آن میتواند نتایج و دستاوردهای فراوان و متنوعی را برای جامعه ایران به دنبال داشته باشد از جمله: خروج از روزمرگی و برنامههای غیر منسجم فرهنگی و تلاش در جهت ترسیم هدفمند حال و آینده فرهنگی کشور؛ جلوگیری از آثار مخرب فرهنگی حاصل از بکارگیری علوم، فناوریها، روشها و الگوهای وارداتی؛ بازگرداندن هویت واقعی فرهنگی به جامعه وساير كنش گران در چارچوب استانداردهای برخواسته از فرهنگ دینی؛ تغییر قوانین و مقررات ملی در راستای حضور هرچه بیشتر فرهنگ دینی در عرصههای مختلف سیاسی، فرهنگی و اقتصادی؛ به حداقل رساندن تأثیرات مخرب مستقیم و غیر مستقیم اجرای طرحهاي توسعه اي بر فرهنگ عمومی جامعه؛ هماهنگ نمودن دو حوزه تقاضا و نیازمندی جامعه اسلامی، با عرضه و پاسخگویی به نیازمندیهای برخواسته از فرهنگ دینی؛ اصلاح کارکردهای فرهنگی فعالیتهای اقتصادی، فرهنگی و سیاسی در داخل کشور؛ بومی سازی الگوهای کلان موجود کشور در عرصههای سیاسی، فرهنگی و اقتصادی به صورت منطقی (و نه استقرایی ناقص یا موزاییکی) با تکیه بر آموزههای فرهنگ دینی؛ حفظ و صیانت از استقلال سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کشور در عرصه ملی، منطقهای و جهانی؛ افزایش سهم حضور فرهنگ دینی در منظومه نیازمندیها از طریق عارضهیابی و بازشناسی سازوکارهای تحقق نیازمندیها؛ تقویت حضور جلوههای فرهنگ اسلامی ایرانی در عرصههای گوناگون اجتماعی اعم از سیاسی، فرهنگی و اقتصادی؛ برقراری توازن و تعادل بین بخش فرهنگ با دیگر بخشهای سیاسی و اقتصادی، و اصلاح، نوسازی و توسعه فرهنگ دینی در سطح جامعه؛ تعبیه ضمانت اجرایی برای تحقق مهندسی فرهنگی و مدیریت فرهنگی کشور در کوتاه و میان مدت. اين اثر در سه بخش سازماندهي شده است. در بخش نخست كه حاوي سه فصل كوتاه است؛ با توجه به مطالعات اجتماعي خصوصا مباحثي كه به مداخلات رسمي و غير رسمي در جامعه و تغيير جامعه متاثر از اين مداخلات نظر افكندهاند، فحص و تقريري ارائه گشته است تا عقبههاي احتمالي پيوست فرهنگي در علوم اجتماعي مورد توجه خواننده قرار گيرد و البته اين فحص، به معناي قضاوت كتاب در اين خصوص كه پيوست فرهنگي ادامه اين عقبه هست يا نيست نميباشد. در بخش دوم كه كه به چارچوب مفهومي و تبيين ضرورت پيوست فرهنگي اختصاص دارد؛ در سه فصل سعي شده تعريفي مفهومي و عملياتي ارائه و روش مطالعه در تاثيرات فرهنگي نيز كالبد شكافي شود. در بخش سوم كه به چگونگي تنظيم و مطالعه در پيوست فرهنگي اختصاص پيدا كرده بهطور عملياتي مراحل و گامهاي پيشنهادي براي تحقق اين امر ارائه شده است كه يكي، رويكردي ابداعي و اقتراحي دارد و ديگري مبتني بر تجربه مطالعات جامعهشناسي كاربردي و پارادايم "اتا" تنظيم شده كه امكان بررسي تطبيقي را نيز به خواننده محترم ميدهد. فهرست مطالب کتاب به شرح زير ميباشد: مقدمه بخش نخست: ادبیات نظری پیوست فرهنگی در رشتههاي علوم اجتماعي فصل 1. پيشينه و ادبيات نظري وتجربي در حوزه مطالعات جامعهشناسی کاربردی (ارزيابي تأثير اجتماعي) فصل 2. پيشينه وادبيات نظري وتجربي در حوزه مطالعات ارتباطاتی فصل 3. پيشينه وادبيات نظري وتجربي در حوزه مطالعات توسعه بخش دوم: چارچوب مفهومی و ضرورت پیوستگی فرهنگی فصل 4. مبانی مفهومی پیامدپژوهی فصل 5. پیوست فرهنگی، چیستی و چرايي فصل 6. ارزیابی تاثیرات اجتماعی-فرهنگی درسیاستگذاری عمومی ملاحظات روششناسی بخش سوم: چگونگی تنظیم و تحقق پیوست فرهنگی فصل 7. الگوی عملیاتی پیوست فرهنگی «محتوا، سازمان و برنامه» فصل 8. ملاحظات نظری پیوست؛ فرهنگی یا اجتماعی؟