به نام خدا

یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!

02166963155
ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن

آزردگان

چاپ جاری: 2
نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی
تعداد صفحات: 575
شابک: 9789651139048
شناسه کتاب: 44741
آیکون توضیحات کتاب

معرفی کتاب

کتاب «آزردگان» نوشته فیودور داستایوفسکی، یکی از آثار کمتر شناخته‌شده اما عمیق و تأثیرگذار این نویسنده بزرگ روس است که برای اولین‌بار در سال 1861 منتشر شد. این رمان، تصویری اصیل و بی‌پرده از جامعه روسیه قرن نوزدهم را به‌واسطه موضوعات عشق، خیانت، فقر و عدالت اجتماعی به نمایش می‌گذارد و از درون‌مایه‌های پیچیده و شخصیت‌پردازی‌های عمیق بهره می‌برد. این رمان بی‌نظیر، دریچه‌ای به جهان درونی انسان‌ها و شرایط اجتماعی زمانه‌ای است که داستایوفسکی با قلمی چیره‌دست به تصویر کشیده است.

درباره کتاب «آزردگان»

داستان «آزردگان» روایت زندگی چند شخصیت اصلی است: ایوان پتروویچ، نویسنده جوان و راوی داستان، که در تلاش برای ساختن زندگی حرفه‌ای‌اش است؛ ناتاشا، دختر جوان عاشق شاهزاده الکسی که به‌خاطر عشقش از خانواده جدا می‌شود؛ شاهزاده الکسی، مرد جوانی که تحت تأثیر پدر خود یعنی شاهزاده والکوسکی است؛ و نلی، دختری یتیم که تحت حمایت ایوان پتروویچ قرار می‌گیرد. تلاشِ شخصیت‌ها برای رسیدن به عشق، عدالت و زندگی بهتر، هم‌زمان با موانع و خیانت‌هایی که در زندگی‌شان رخ می‌دهد، محور اصلی داستان است. فیودور داستایوفسکی با سبک نوشتاری منحصربه‌فرد و توصیفات دقیق، خواننده را در فضایی واقعی و ملموس از جامعه روسیه قرن نوزدهم قرار می‌دهد. این رمان، با شخصیت‌پردازی دقیق و روانشناسانه، جنبه‌های مختلف انسانیت را به تصویر می‌کشد و پرسش‌های اخلاقی و اجتماعی عمیقی را مطرح می‌کند. شخصیت‌هایی مانند شاهزاده والکوسکی که نماد قدرت و فسادند، تضادهای اجتماعی و پیچیدگی‌های روحی را نمایان می‌کنند. در کنار آن، فقر و بی‌عدالتی اجتماعی از طریق شخصیت‌هایی چون نلی و ایوان به بحث گذاشته می‌شود.
چرا باید این کتاب را خواند؟
رمان «آزردگان» فرصت مطالعه اثری را فراهم می‌کند که کمتر به آن پرداخته شده اما از نظر ادبی و فلسفی بسیار غنی است. این کتاب به شکل بی‌پرده به مسائلی مانند روابط انسانی، فشارهای اجتماعی و مشکلات اخلاقی می‌پردازد و خواننده را به تفکر عمیق درباره ماهیت انسان و جامعه فرا می‌خواند. خواندن این رمان، فرصتی است برای درک بهتر دنیای پیچیده شخصیت‌های داستایوفسکی و بررسی تأثیرات تاریخی و روانشناختی موضوعات انسانی که همچنان برای مخاطبان امروزی نیز جذاب و مرتبط است.

خواندن کتاب «آزردگان» را به چه کسانی توصیه می‌کنیم؟

علاقه‌مندان به ادبیات کلاسیک روس و آثار داستایوفسکی، کسانی که به بررسی مسائل اجتماعی و انسانی از منظر فلسفی و روانشناختی علاقه دارند، خوانندگانی که به داستان‌های پیچیده و شخصیت‌های چندوجهی علاقه‌مندند، پژوهشگران و دانشجویان رشته‌های ادبیات، جامعه‌شناسی و روانشناسی، افرادی که به دنبال تجربه‌ای عمیق و تأمل‌برانگیز در آثار ادبی هستند. 

در بخشی از کتاب «آزردگان» می‌خوانیم

پیرمرد خمیده وقتی به قهوه‌خانه نزدیک شد، با حالتی لرزان و آهسته مثل پرندهٔ چوب‌پا، پاهای خشکش را حرکت داد و با عصایش به‌آرامی بر سنگ‌فرش خیابان زد. در تمام زندگی‌ام، هرگز انسانی چنین عجیب و درمانده را ندیده‌ام. حتی قبل از این ماجرا، وقتی در قهوه‌خانهٔ مولر با هم ملاقات کردیم، مدام این حس بی‌قراری را به من منتقل می‌کرد. قامت بلند، کمر خمیده، صورت تکیده و هشتادساله‌اش، کت کهنه و ژنده‌اش که درزهایش ورآمده بود، کلاه استوانه‌ای بیست‌ساله‌اش که به‌سختی سر طاسش را می‌پوشاند ــ پشت آن کلاه، یک تار موی سفید و طلایی هنوز باقی‌مانده بود ــ حرکاتش مثل عقربه‌های ساعت به‌صورت مکانیکی انجام می‌شد ــ تمامی اینها می‌توانست باعث شگفتی هرکسی شود که برای اولین‌بار با او برخورد می‌کرد. واقعاً دیدن چنین انسان فرتوتی، عجیب به نظر می‌رسید که تک‌وتنها بود و کسی نبود کمکش کند مخصوصاً باتوجه‌به این‌که ظاهرِ یک بیمار روانی را داشت که از چنگ مراقبانش گریخته بود. همچنین از این مسئله شگفت‌زده شدم که او تا چه حد نحیف و لاغر بود. گوشتی بر تن نداشت ــ پوستش به نظر می‌رسید که به‌سختی بر پیکرش کشیده شده باشد. چشمان درشت و آب‌گرفته‌اش که دایره‌های آبی تیره آنها را احاطه کرده بود، همیشه به سمت جلو خیره بودند و هرگز به‌سوی دیگری نمی‌چرخیدند و اصلاً نمی‌دید. از این بابت مطمئن هستم حتی اگر نگاهت می‌کرد، مستقیماً به سمت تو می‌آمد گویی در آنجا حضور نداری. این حرکت را بارها مشاهده کردم. پیرمرد اخیراً به قهوه‌خانهٔ مولر می‌آمد و خدا می‌داند از کجا ظاهر می‌شد و همیشه سگش همراهش بود.

کتاب‌های مشابه







نظرات کاربران

ناموجود
موجود شد باخبرم کن