به نام خدا

یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!

02166963155
ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن

اسلام، سیاست جهانی و اروپا

چاپ جاری: 1
نوع جلد: گالینگور
قطع: رقعی
تعداد صفحات: 463
شابک: 9786002140043
سال نشر:
شناسه کتاب: 44685
آیکون توضیحات کتاب

معرفی کتاب

کتاب اسلام، سیاست جهانی و اروپا کتاب حاضر به موضوع مهم تعارض جهان‌بيني‌هاي اسلامي و غربي در زمينه «پيشنهاد نظم نوين جهاني» اختصاص دارد. نويسنده در اين کتاب؛ نقدي دو سويه را در دستور کار قرار داده، ضمن انتقاد از زورگرايي تمدن غربي؛ به نقد افراطي‌گري جريان سلفيه به عنوان جريان عمومي اسلامي در اروپا ‌پرداخته است. در واقع نويسنده نقد افراطي‌گري و سلفي‌گري (در قالب وهابيت و القاعده) را امري ضروري جهت سيدن به ارزش‌هاي ميان‌فرهنگي و بناي يک نظريه جهان‌شمول در حوزه نظم‌سازي مي‌داند. کتاب حاضر از آن حيث که نگاه جامعي به جريان‌هاي مختلف اسلام‌گرا در حوزه عمل سياسي دارد ـ که جامعيت آن در خور توجه است ـ اما از نظر تحليلي بدليل پذيرش استراتژي اروپايي نمودن مسلمانان مهاجر در اروپا، محل نقد جدي دارد. موضوع اصلي اين كتاب، رقابت جهاد جهاني و فرهنگ سكولار دموكراسي در اروپاست؛ هم در سياست جهاني و هم از ديد اقليت (مهاجران) مسلمان. عليرغم مدعيات برخي نظريه‌پردازان مسلمان كه منكر هرگونه رابطه بين جهادگرايي و اسلام، يا تنش با دموكراسي و پلوراليزم هستند اين كتاب با صداقت به واقعيت سياسي و فرهنگي معاصر در تمدن اسلامي كه به اروپا رسيده است مي‌پردازد. در اين كتاب دوگام برداشته شده است: نخست تثبيت جايگاه اسلام در سياست جهاني و دوم مشخص كردن فضاي آن در اروپا. در اين کتاب، نويسنده به مسائل امنيتي مربوط به مهاجرت جهاني نيز اشاره نموده است. کتاب حاضر از يک مقدمه و سه بخش تشکيل شده است. در مقدمه کتاب با عنوان «تأثير اسلام بر سياست جهاني»، نويسنده ضمن اشاره به کلياتي از کتاب، به مرور و بررسي موضوعات اصلي کتاب پرداخته است. در بخش اول، مفاهيم بنيادين رقابت تمدني در سياست جهاني معرفي شده است. بر همين اساس نخست مفهوم اسلامي جهاد و اينكه مسلمانان چگونه در باب آن به عنوان يك ابزار براي انقلاب جهاني اسلام چه در گذشته و چه در حال بحث كرده‌اند، را مورد كاوش قرار گرفته است. با توجه به نظرات اغلب نادرست در باب اين موضوعات هم از سوي مسلمانان سلفي و هم مفسران يكجانبه‌نگر غربي، اين فصل براي بقيه كتاب اهميتي بنيادين خواهد داشت. زندگي كردن با اسلام مستلزم تعطيل نه فقط هرگونه تعليم و تعلم در باب جهاد جهاني است، بلكه مستلزم تعطيل شرق‌شناسي غربي نيز هست. اين امر خشن به نظر مي‌رسد اما خشونت در يك جامعه مدني جهاني مجاز نيست. زدن برچسب اتهام اسلام‌هراسي به كساني كه جهاد جهاني را نقد مي‌كنند كمكي به گفتگو نمي‌كند بلكه بخشي از جنگ عقايد است. نويسنده در چنين مقاله‌هايي، تلاش کرده است اسلام را مبتني بر مفهوم دموكراسي(فصل دوم) در حمايت از ايده يك اسلام مدني كه با دموكراسي قابل جمع است، بازتفسير نمايد. همچنين در تأييد عامل فرهنگي و چرخش فرهنگي، تنوع فرهنگي را به رسميت شناخته است. اما دموكراسي را بالاتر از آن قرار داده است. در بخش دوم، بين‌الملل‌گروي اسلامي به عنوان بروز سياسي كردن يك دين فرامليتي را مورد بحث قرار گرفته است كه امر قدسي را به مركز سياست جهاني وارد مي‌كند. فصل سوم به گونه‌هاي سني بين‌الملل‌گرايي جهادگرا مي‌پردازد. اين [جنبش] اصالتاً يك پديده غربي است كه اخوان المسلمين مصر(1928)، به عنوان يك عامل غيردولتي آن را بيان و نمايندگي كرد. آرزوهاي جهاني مشابهي را مي‌توان در بين‌الملل‌گرايي شيعي متأخرتري كه يك كشور - جمهوري اسلامي ايران - نمايندگي آن را به عهده دارد، يافت كه در فصل 4 تحليل شده است. بخش سوم اين كتاب، بر اروپا متمركز است؛ اين بخش رابطه بين اسلام و اروپا را در دوگام مورد بحث قرار مي‌دهد. در فصل پنجم نشان داده مي‌شود كه هسته‌هاي اروپايي‌مديترانه‌اي تمدن اسلامي چقدر به لحاظ تاريخي به هم وابسته‌اند؛ هم از نظر تهديد متقابل- چه جهاد و يا جنگهاي صليبي- و هم از منظر مثبت باروري درون و ميان‌ْفرهنگي. فصل ششم به سوي زمان حال حركت مي‌كند: زماني كه مشخصه آن مهاجرت انبوه مسلمانان به اروپا و ايجاد حضور چشمگير اسلام به عنوان يك منطقه محصور مهاجري درون تمدن غربي است. در باب اين حضور رو به توسعه جمعيتي و مذهبي/فرهنگي، اين سئوال پرسيده شده است كه آيا مهاجران مسلمان همچنان بيگانگاني خواهند ماند كه در جوامع موازي (گتوها) زندگي مي‌كنند و دارالاسلام را در اروپا به عنوان يك جزيره تبليغ مي‌كنند يا اينكه آنها مي‌توانند ايده اروپا را بپذيرند و از صميم قلب شهروند اروپا شوند به جاي شبه ساكنيني كه هدفشان اسلامي كردن اروپاست. و فصل پاياني اين كتاب بر دشواريهاي دموكراتيزاسيون در دوره كنوني اسلامگرايي مي‌پردازد. شعار اصلي اسلامگرايي اين است كه «الاسلام هوالحّل» [اسلام راه‌حل است]. در فصل هفتم من استدلال مي‌كنم كه دموكراتيزاسيون راه‌حل است. براي استقرار يك پايه اسلامي/فرهنگي براي دموكراسي در جهان اسلام، تأملات بسيار لازم است.

کتاب‌های مشابه







نظرات کاربران

ناموجود
موجود شد باخبرم کن