یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!
معرفی کتاب
در میان هیاهوی جهان و در روزگاری که سایهی جنگ و ناامنی بر بسیاری از نقاط جهان سنگینی میکند، هستند کسانی که پا در مسیرهای نارفته میگذارند تا روایتی دستاول از واقعیتهایی را برای ما به ارمغان آورند که از پشت لنز دوربینهای خبری پنهان ماندهاند. کتاب جانوَر قندهار اثر هادی معصومیزارع یکی از همان گنجینههای ناب است؛ سفرنامهای شجاعانه به قلب افغانستان در یکی از حساسترین و خطرناکترین مقاطع تاریخ این سرزمین. این کتاب روایتی است بیپروا و صادقانه از سفری که در اوج حاکمیت طالبان و در شرایطی صورت گرفت که بسیاری از مردم افغانستان به ایران پناه میآوردند و کمتر کسی جرئت میکرد پا به این سرزمین بگذارد.
هادی معصومیزارع در کتاب جانوَر قندهار، خواننده را با خود به سفری پر فراز و نشیب به همسایه شرقی ایران میبرد. این سفر در بهار سال 1400 و همزمان با خیز بلند طالبان به سمت کابل آغاز شد؛ زمانی که نویسنده با پیگیریهای مستمر و از طریق یک ارتباط غیرمعمول، دوستی که خود را نئوطالب میخواند موفق به دریافت اجازه سفر از سوی ذبیحالله مجاهد، سخنگوی طالبان میشود. آنچه این کتاب را متمایز میکند، نه فقط زمانبندی حساس سفر، بلکه تعهد نویسنده به امانتداری و روایت بیطرفانه و عاری از حب و بغض است. معصومیزارع با چشمانی تیزبین و قلمی روان، حال و هوای افغانستان را در نخستین ماههای سقوط دولت پیشین و برافراشته شدن پرچم طالبان به تصویر میکشد. ادبیات کتاب در عین داشتن کمی سنگینی، با درآمیختن با لهجه ها و اصطلاحات شیرین و بکر افغانستانی، حال و هوایی خاص و جذاب پیدا کردهاست. عباراتی مانند گپای روی سرک به جای حرفهای داخل تاکسی یا میدان شغالی برای توصیف موقعیتی که یک فرد سبکوزن در غیاب قهرمانان واقعی شروع به سخنپراکنی میکند، بر غنای زبانی و فرهنگی متن افزودهاند. این سفرنامه، مخاطب را از هرات و قندهار آغاز میکند و پس از گذر از مزار شریف، کابل جان، بامیان و بازگشت به کابل، از غزنی و پنجشیر عبور میکند و سرانجام با آلبوم خاطراتی از این سفر پر ماجرا به پایان میرسد. در طول این مسیر، طنز ظریف نویسنده که به موقع و به جا در بافت داستان تنیده شده، در کنار حس ترس و اضطراب گاهبهگاه از مواجهه با طالبان، ریتمی جذاب و چندبعدی به روایت بخشیده و خواننده را تا آخرین صفحه با خود همراه میسازد.
چرا باید این کتاب را خواند
مطالعه کتاب جانوَر قندهار تنها خواندن یک سفرنامه نیست، بلکه تجربهی حسّی یک سفر پرمخاطره و عمیق فرهنگی است. ضربالمثل کهن فارسی میگوید وصف العیش نصف العیش؛ و این کتاب دقیقاً این لذت را برای خواننده به ارمغان میآورد؛ لذت سفر به سرزمینی ناشناخته و پررمز و راز، بدون آنکه نیاز به ترک خانه باشد. از سوی دیگر، این کتاب مصداق بارز این بیت حکیمانه است که بسیار سفر باید، تا پخته شود خامی. کتاب جانوَر قندهار، کولهباری از تجربیات ناب، بینشهای عمیق و خرد حاصل از مواجههی مستقیم با یک واقعیت پیچیده را به خواننده هدیه میدهد. افزون بر اینها، کسب آگاهی دستاول از شرایط سیاسی، فرهنگی و جغرافیایی افغانستان تحت حاکمیت طالبان، تحفهای است که این اثر برای مخاطب کنجکاو خود به همراه دارد و پنجرهای منحصربهفرد به روی یکی از مهمترین تحولات منطقه میگشاید.
این کتاب را به تمام عاشقان ادبیات سفر و سفرنامه، دوستداران داستانهای واقعی و ماجراجویانه، پژوهشگران و تحلیلگران حوزه افغانستان و حتی به بسیاری از هموطنان افغان مقیم ایران پیشنهاد میکنیم که میتوانند از خلال این روایت صادقانه، توشهای برای فهم بهتر بخشی از تاریخ معاصر سرزمین مادری خود بردارند.
هنوز دو سه ساعتی نگذشته که خدایگان سماوار لگدکشمان میکند برای ادای فریضه صبح. یاد حاجی گرینوف میافتم. کورمال کورمال میرویم و با آفتابه و یحتمل بیهیچ ترتیب و موالاتی وضو میگیریم و همانطور گیج و منگ دو رکعت به کمرمان میزنیم و سلام نداده دوباره ولو میشویم. چند دقیقهای نگذشته که لگد دیگری به تخت گردهام مینشیند. از جا میپرم. از شدت خستگی چشمانم باز نمیشوند. از لای پلکهایم خداوندگار را میبینم که بالای سرم ایستاده و دارد به پشتو چیزهایی بلغور میکند. حجت ترجمه میکند. «وقتتان تَمامَه باید سماوار رَ تخلیه کُنِن.» طالبان نسخه نئو یا دمو؟ اشکم در میآید. نمیتوانم جم بخورم حجت همان طور که وسایلش را جمع میکند با جوان پشتون تبار گپ میزند کاشف به عمل میآید پسر یکی از فرماندهان طالبان است که در کویته پاکستان کامپیوتر ساینس و انگلیسی میخواند. پس طالبان آن قدر هم که تصور میکنیم نئاندرتال نیست. با این اوصاف آیا مفهوم نئوطالبان مصداق خارجی دارد یا هنوز خیر؟ آیا طالبان تغییر جدی کردهاست یا این حرفها شعر است؟ با نسخه نئوی طالبان مواجهیم یا کماکان در بر پاشنه نسخه دموی آن می چرخد؟ گوشه نشینی ناشی از شکست و خروج از گردونه قدرت، افراد و احزاب و جنبشها را به بازنگری و بازاندیشی وادار میکند.