یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!
معرفی کتاب
در دنیای پرتلاطم امروز، گاهی روح تشنهٔ معنا و حقیقتی فراتر از روزمرگی هاست؛ جستوجویی برای یافتن پاسخی به کهنترین پرسش های بشر دربارهٔ جهان، خداوند و اندیشه. کتاب «اشوزدنگهه» (جلد چهارم، دستنوشتههای ششهزارساله) نوشتهٔ آرمان آرین، دقیقاً همان اثری است که میتواند این تشنگی را با روایتی شگفتانگیز و عمیق فروبنشاند. این جلد، که کاملکنندهٔ مجموعه رمان فاخر اشوزدنگهه است، گنجینهای از اندیشههای ناب این شخصیت اسطورهای را در اختیار علاقهمندان قرار میدهد و دریایی از خرد کهن را پیش روی خواننده میگشاید.
کتاب «اشوزدنگهه (جلد چهارم، دستنوشتههای ششهزارساله)» را باید گردآوری منحصربهفرد و ارزشمند صد اندیشه و دستنوشته از متنهای پراکندهٔ این شخصیت در طول هزارههای درخشان تاریخ ایران زمین دانست. پیش از این، خوانندگان مجموعه با لذت، تکههایی از این تفکرات عمیق را لابهلای صفحات جلد یکم، دوم و سوم رمان دنبال کرده بودند؛ گوهرهایی که در بستر داستان پخش شده بودند و ذهن را به تکاپو وا میداشتند. اما با استقبال پرشور مخاطبان و درخواست مکرر آنان، نویسنده تصمیم گرفت تا همهٔ آن نوشتههای بیفصل و همچنین اندیشههای بیشتری را که برای اشوزدنگهه در نظر داشت، در قالب این جلد مستقل و باشکوه گردآوری کند. حاصل این تلاش، کتابی است منسجم در سه بخش و صد اندیشهٔ بههمپیوسته که برای اولینبار بهصورت یکجا در اختیار مشتاقان قرار میگیرد و پنجرهای رو به دنیای بیکران فلسفه و عرفان این قهرمان جاودانه میگشاید. در بطن این اثر، با اَشوَزدَنگهِه روبهرو میشویم؛ شخصیتی که نامش بهمعنی "درستکردار" و "جویندهٔ راه حق" است و رسالت وجودیاش، جستوجوی حقیقت مطلق است. او که روزگاری بهترین شاگرد مدرسهٔ مُغان باستانی سیَلک بوده، بهدناظر ماجرایی پرپیچوخم و نوشیدن داروی جاودانگی به دست استادش، کُوارسمَنَ، عمری به درازی ششهزارسال مییابد. اما این زندگی طولانی، با رنجی عمیق همراه میشود؛ مرگ زودهنگام پروانه، معشوقهٔ عزیزش، چنان زخمی بر جان او مینهد که از این عمر دراز بیزار میشود و تمام همّت خود را به کار میبندد تا راهی برای رهایی از این تن جاودانه بیابد. این سفر درونی و بیرونی، بستر اصلی تولد این دستنوشتههای شگفتانگیز است که هر کدام گویی حلقهای از زنجیرهٔ تفکری عظیم و کهن هستند.
چرا باید این کتاب را خواند؟
خواندن این کتاب تنها یک مطالعهٔ ساده نیست، بلکه سفری است به عمیقترین لایههای ذهن و روح یک اسطورهٔ زنده. این اثر، تلفیقی است استادانه از عناصر داستانپردازی حماسی، فلسفهٔ اگزیستانسیال و عرفان ناب ایرانی که شما را به تأملی ژرف دربارهٔ مفاهیمی چون زندگی، مرگ، عشق، جاودانگی و حقیقت فرامیخواند. دستنوشتههای اشوزدنگهه، گنجینهای از خرد است که میتواند برای هر خوانندهای، بسته به تجربیات و دغدغههای شخصیاش، معنایی تازه و راهگشا داشته باشد. علاوه بر این، افتخارات متعددی که این مجموعه و این جلد خاص بهدست آوردهاند از جمله انتخاب بهعنوان کتاب برگزیدهٔ سال در جشنواره ادبی استاد جعفر پایور در سال 1394، کتاب برگزیدهٔ تألیفی سال 1394 شورای کتاب کودک و دریافت لوح تقدیر و جایزه از نخستین جشنواره ادبی مهدی آذر یزدی در همان سال گواهی روشن بر کیفیت ادبی و محتوایی غنی این اثر است و اعتباری مضاعف به آن میبخشد.
این کتاب را به تمام دوستداران و شیفتگان داستانهای اسطورهای و حماسی پیشنهاد میکنیم؛ به آنانی که روایتهای کهن را نه فقط برای سرگرمی، که برای یافتن جرقهای از حقیقت میخوانند و به دنبال آینهای میگردند که بازتابدهندهٔ جستوجوی درونی خودشان باشد. اگر عاشق داستانهایی هستید که در عین روایت ماجراجوییهای پرهیجان، شما را به ژرفترین تأملات فلسفی دعوت میکنند، «اشوزدنگهه (جلد چهارم، دستنوشتههای ششهزارساله)» بدون شک کتابی است که نباید از دست بدهید.
«این سفرها تاثیری شگرف و واقعی در تصویرهای ذهنی من ایجاد کرد و من ناگهان خودم را در ایران زمین سرگردان یافتم! حس کردم چگونه چنین عظمتی با چنان بی ادعایی ای مرا در بر گرفته و پناه داده و سکوت کرده است و من با تمام پویایی و تحرک و گویایی ام، هیچ قصدی برای یاری دادن به او را ندارم! جملات استاد ندوشن مدام و در تمامی سفرها در گوش و جان من بود. شیوهٔ درست نگریستن در سفر را از سفرنامه های ایشان بخصوص «صفیر سیمرغ» آموخته بودم و براستی هیچ میل به تفریحی در سفرهایم نبود! من در حال اندیشیدن در یک طول و عرض عظیم جغرافیایی پیدا و یک جهان فرهنگی ناپیدا بودم و سفرهایم هر بار غنی تر و مفیدتر شدند. سفر به یزد و ندوشن برای ساخت مستند «روزها» (که نامش برگرفته از خاطرات استاد ندوشن است و خود ایشان متن روی فیلم را خوانده اند)، سفر به کاشان (بارها و بارها) برای مطالعهٔ این شهر عجیب که البته برای نخستین در دوران دانشگاه و به منظور عکاسی از مسجد آقابزرگ به آنجا رفتم، سفر به لرستان و خوزستان (شوش و اهواز و مسجد سلیمان) در بهار 1382 و بعدها سفر به خراسان برای دومین بار در سال 83، سفر به یزد و کرمان این بار برای دیدار از مراسم جشن سده در بهمن 1383 [که متن سرآغاز همین کتاب که مربوط به جادهٔ کرمان به ری شده و از دستنوشته های اشوزدنگهه است در بازگشت از همین سفر و در تاریکی راه پدید آمد] و بالاخره سفر به کردستان و زاگرس و کرمانشاه در بهار سال 1384 که در ماجرای نگارش کتاب سوم پارسیان و من موثر شد.»