یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!
معرفی کتاب
در دنیای پرشتاب و بهشدت پیچیدهی مدیریت پروژههای امروزی، چه عاملی یک مدیر پروژهی خوب را به رهبری بزرگ و تحولآفرین تبدیل میکند؟ آنتونی مرسینو در کتاب روشنگرانهی خود، «هوش هیجانی برای مدیران پروژه»، پاسخی قاطع به این پرسش میدهد: این تنها تسلط فنی و چیرگی بر متدولوژیها نیست که موفقیت را تضمین میکند، بلکه برخورداری از هوش هیجانی بالا، عاملی است که شما را از انبوه مدیران پروژه متمایز میسازد. او بهدرستی یادآوری میکند که تخصص فنی، که روزگاری سنگ بنای این موقعیت شغلی محسوب میشد، امروزه بهتنهایی کافی نیست. تحقیقات اخیر نشان میدهند که سهم هوش هیجانی در موفقیت یک مدیر، به رقم حیرتانگیز 70 تا 80 درصد میرسد. بنابراین، مدیر پروژهی موفق امروزی، کسی است که به مهارتهای قوی بینفردی و توانایی تشخیص و مدیریت هوشمندانهی نشانههای عاطفی در خود و تیمش مجهز باشد تا بتواند پروژه را با اقتدار به مقصد برساند.
این کتاب بهصورت جامع به این موضوع میپردازد که برای اجرای موفقیتآمیز پروژهها، بهویژه پروژههای پیچیده، مدیران نیازمند مهارتهایی فراتر از دانش فنی هستند. آنتونی مرسینو در «هوش هیجانی برای مدیران پروژه» خواننده را با مفاهیم بنیادین هوش هیجانی آشنا کرده و بهطور عملی نشان میدهد که چگونه میتوان از این هوش برای دستیابی به اهداف پروژه استفاده کرد. اگر سالها را صرف کسب دانش فنی کردهاید، وقت آن رسیده که با ارتقای هوش هیجانی، خود را از مدیران پروژهی معمولی جدا کنید و کلاس کاری جدیدی برای خود تعریف کنید. این کتاب راهنمایی است برای آن دسته از مدیران پروژهای که در مهارتهای فنی قوی هستند اما احساس میکنند در بخش رهبری و مدیریت ارتباطات، جای پیشرفت دارند. آنها با مطالعهی این اثر ارزشمند خواهند آموخت که چگونه مسیر و نحوهی اجرای پروژه را تنظیم کنند، ارتباطاتی مؤثر و سازنده برقرار نمایند، به تیم خود انگیزه دهند و الهامبخش آنان باشند، انعطافپذیری و روحیهی همکاری را تقویت کنند و در مواجهه با تنشها، انتقادات و تغییرات ناگهانی، رفتاری کاملاً سازنده داشته باشند. این کتاب در چهار بخش اصلی تدوین شده و شامل فصول کاملی در مورد خودآگاهی، خودمدیریتی و نحوهی بهکارگیری هوش هیجانی برای رهبری تیمهای چابک و سریع است. در پایان نیز، بخشی با عنوان سخن پایانی، خلاصهای جامع و چکیدهای از مطالب آموزشی کتاب را ارائه میدهد که همچون یادداشتی مرورگونه از نکات کلیدی عمل میکند.
چرا باید این کتاب را خواند؟
خواندن این کتاب تنها یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت استراتژیک برای هر مدیر پروژهای است که میخواهد در حرفهی خود پیشتاز باشد. این کتاب به شما میآموزد که چگونه با ایجاد روحیهای بالا، مجریان برتر را به سمت پروژهی خود جذب کرده و حفظ کنید. شما یاد میگیرید که چگونه بهجای مدیریت بر مبنای دستور، رهبری بر مبنای درک و الهامبخشی را پیشه کنید. در دنیایی که پروژهها بهسرعت میتوانند با بحرانهای انسانی و ارتباطی از مسیر خارج شوند، این کتاب به شما ابزارهایی میدهد تا حتی در دقیقترین و منظمترین پروژهها، از فروپاشی به دلیل عوامل انسانی جلوگیری کنید. این اثر به شما کمک میکند تا نهتنها مدیر پروژهای کارآمد، بلکه رهریی تأثیرگذار باشید که تیمش را در سختترین شرایط نیز هدایت و همراهی میکند.
این کتاب ارزشمند به تمام مدیران و رهبران پروژه، سرپرستان تیم، دانشجویان و علاقهمندان به حوزهی مدیریت پروژه و بهطور کلی به تمام کسانی که با هدایت گروههای انسانی سر و کار دارند و به دنبال ایجاد تمایزی ماندگار در کارنامهی حرفهای خود هستند، پیشنهاد میشود.
بیشک، بسیاری از شما این باور را بدیهی میپندارید که مهارت هیجانی به موفقیت در مدیریت پروژه منجر میشود. شاید شما یکی از پنجمیلیون نفری باشید که یکی از کتابهای هوش هیجانی دانیل گلمن را خریداری و واقعاً مطالعه کرده است. بله البته احساسات در کار نقش بهسزایی را ایفا میکند و فرقی نمیکند که شما چه موقعیتی داشته باشید. احساسات برای آنهایی که در نقش مدیریت پروژه و رهبری مشغول به کار هستند، اهمیت ویژهای دارد و نقش مستقیمی در موفقیت ما بهعنوان مدیران پروژه و رهبران ایفا میکند. من جزء پنجمیلیون نفر خریدار کتاب اول دانیل گلمن، با عنوان «هوش هیجانی: چرا مهمتر از ضریب هوشی است»، نبودم. این کتاب برای اولین بار در سال 1997 منتشر شد. درواقع، من تا زمانیکه در زمینهی آگاهی هیجانی شروع به کار کردم حتی مطمئن نبودم هوش هیجانی به چه معناست. آن موقع زمانی بود که تصمیم گرفتم هوش هیجانی را در برنامهی درسی مدیریت پروژه بگنجانم، درسی که در دانشگاه نورثوسترن آن را تدریس میکردم. نخستین گام برای بهبود این بود که پذیرفته بودم از نظر هوش هیجانی بسیار ضعیف هستم. از آن مهمتر اینکه، بهعنوان یک مدیر پروژه شروع به رشد، تغییر و کسب تجربههای موفقیتآمیز بیشتر کرده بودم. پس از تجربهی موفقم در ارتباط با هوش هیجانی، پژوهشهایی را انجام دادم تا تجارب مدیران دیگر را در این زمینه بررسی کنم. در اواخر سال 2005، با یک بررسی پیمایشی روی بیش از 100 مدیر پروژه، عقاید و اندیشههای آنها را دربارهی هوش هیجانی ارزیابی کردم. نتایج بسیار جالب بود. بسیاری از مدیران پروژه که با آنها مصاحبه کردم، بر این عقیده بودند که هوش هیجانی برای موفقیتشان مهم است. آنها علاقهمند بودند که در این زمینه بیشتر بیاموزند؛ باوجوداین، بررسیها نشان داد که بسیاری از مدیران دربارهی هوش هیجانی چیز زیادی نمیدانند. من این موضوع را از سال 2005، در بیش از چهل رخداد با حضور هزاران نفر از مدیران پروژه ارائه کردهام. بیشتر افراد نسبت به این موضوع علاقهمند هستند. افرادی هم وجود دارند که بهصورت طبیعی هوش هیجانی دارند، اما بیشتر افرادی که با آنها صحبت کردم، میخواستند بدانند چگونه میتوانند دربارهی احساسات و هوش هیجانی بیشتر بیاموزند.