به نام خدا

یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!

02166963155
ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن

کتاب‌های مشابه







بالون سوارها









آیکون توضیحات کتاب

معرفی کتاب

در آستانه‌ی پروازی شگفت‌انگیز و تأمل‌برانگیز قرار داریم. کتاب «بالون‌سوارها» اثر یولا بیس، تنها یک مجموعه جستار نیست؛ بلکه احضاریه‌ای ظریف و هوشمندانه برای اوج گرفتن از روزمرگی و نگریستن به زندگی از چشماندازی بی‌نظیر است. این کتاب، با نثری که مرزهای شعر و نثر فلسفی را محو می‌کند، دست ما را می‌گیرد و به سفری درونی می‌برد؛ سفری درباره ریشه‌ها و آرزوها، درباره آنچه می‌خواهیم رهایش کنیم و آنچه به آسمان می‌بریم.

درباره کتاب «بالون‌سوارها»

«بالون‌سوارها» مجموعه‌ای از تأملات به‌هم‌پیوسته است که حول محور استعاره‌ای قدرتمند، بالون و پرواز، می‌گردد. یولا بیس، با چیرگی یک قصه‌گوش و دقت یک فیلسوف، از تاریخ بالون‌سواری، خاطرات شخصی، مشاهدات اجتماعی و برداشت‌های عمیق فلسفی تار و پودی می‌تند که خواننده را مسحور خود می‌کند. او از نخستین ماجراجویان آسمان تا جست‌وجوی معنا در زندگی مدرن امروزی پیش می‌رود و نشان می‌دهد که چگونه اشتیاق دیرینه انسان برای پرواز، تنها درباره فتح آسمان نیست، بلکه تمثیلی درخشان از بلندپروازی‌های روح، آرزوهای بی‌مرز، ترس از سقوط و تنهاییِ شیرینِ رها شدن است. بیس در این کتاب به مفاهیمی چون «خانه»، «تعلق» و «سفر» نه به شکل عادی، که از منظر موجودی سرکش که همیشه در حال بالا رفتن و دور شدن است می‌پردازد. او با واکاوی مفهوم سکونت و ترک‌کردن، پرسش‌هایی بنیادین را پیش می‌کشد: ما چه چیزهایی را به عنوان بار به بالون زندگی خود می‌بریم؟ کدام سنگینی‌ها را باید رها کنیم تا اوج بگیریم؟ و آیا اوج گرفتن همیشه به معنای رسیدن است، یا گاه خودِ پرواز، تمام مقصد است؟ نگاه تیزبین او به پیچیدگی روابط انسانی، عشق، دوری و فقدان، از لابه‌لای همین استعاره‌های پروازی هویدا می‌شود و بر عمق درک ما از ارتباطاتمان می‌افزاید.

خواندن کتاب «بالون‌سوارها» را به چه کسانی توصیه می‌کنیم؟

«بالون‌سوارها» برای همه‌ی ذهن‌های کنجکاو و قلب‌های مشتاقی است که از سطح‌نگری گریزانند. برای عاشقان ادبیات خلاقه‌ی غیرداستانی که از تلفیق زیبایی شعر و ژرفای تفکر لذت می‌برند. برای آنان که در جست‌وجوی معنا هستند و پاسخ‌های کلیشه‌ای را قانع‌کننده نمی‌یابند.

در بخشی از کتاب «بالون‌سوارها» می‌خوانیم

در ایستگاه مترو زوجی را می‌بینم که سالسا می‌رقصند و پول می‌گیرند. مرد آن‌قدر زن را می‌چرخاند که به رشته‌ای سرخ بدل می‌شود. می‌ترسم نکند سر زن بخورد به دیوار، اما خودش رها و بی‌خیال است. هیچ به چیزی فکر نمی‌کند. مرد از چرخاندن زن دست می‌کشد و من ماتم برده از رقص تنگاتنگ‌شان، از اینکه انگار پاهای‌شان از نوک انگشت‌ تا بالای ران یکی شده. چهرۀ مرد نشئه‌وار است، پوستش پوشیده از شبنم‌ عرق، کرۀ چشم‌هایش به بالا چرخیده. باید عاشق باشد. اما چیزی مرموز در زن می‌بینم. چیزی عجیب در حرکت‌کردنش حس می‌کنم. می‌چرخند و می‌بینم صورت زن پلاستیکی ا‌ست، بازوهایش با گره به گردنش وصل شده، پاهایش از نوک انگشت‌ها به پاهای مرد چسبیده، ساق‌هایش اسفنج برش‌خورده است. مرد دست‌هایش را در ران زن فرو کرده و حرکتش می‌دهد. با چشم‌های بسته. دربارۀ پیامدهای سندروم بیگانگی از والد رساله‌ها نوشته‌اند. دانشجوهای دکترا «میزان خرسندی و خوشبتی» را در فرزندان طلاق بررسی کرده‌اند. تحقیقات زیادی دربارۀ «مقیاس سازگاری و انسجام خانواده» و «مقیاس سازگاری» انجام شده است. اما هیچ معیاری برای اندازه‌گیری سطح سرخوردگی فرزندان داستان‌های متعارف در دست نیست. هیچ نمی‌شود به این مقیاس‌های گزارشی اعتماد کرد. هیچ تحقیقی دربارۀ جریان‌ پنهان بی‌اعتقادی که در زندگی‌های‌مان ریشه‌ دوانده انجام نشده است. چه می‌شود اگر یک نسل از آدم‌ما مجبور بوده باشند خط اصلی داستان زندگی‌شان را رها کنند؟ 

نظرات کاربران

کتاب‌های مشابه







ناموجود
موجود شد باخبرم کن