به نام خدا

یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!

02166963155
ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن

کتاب‌های مشابه







الکتر









آیکون توضیحات کتاب

معرفی کتاب

کتاب الکتر یکی از برجسته‌ترین و ماندگارترین تراژدی‌های یونانی‌ست که توسط سوفوکل، از بزرگ‌ترین نمایشنامه‌نویسان یونان باستان، نوشته شده است. این اثر با وجود گذشت قرن‌ها از خلق آن، هنوز هم توانایی تأثیرگذاری بر مخاطب امروز را دارد. سوفوکل در این نمایشنامه با زبانی قوی و صحنه‌پردازی‌های هوشمندانه، داستانی را روایت می‌کند که با مفاهیم عدالت، انتقام، و درگیری‌های اخلاقی گره خورده است. تمرکز اصلی نمایش بر شخصیت الکتر، دختر شاه آگاممنون، است که پس از قتل پدرش، تنها هدفش را انتقام می‌داند؛ انتقامی که نه‌تنها جنبه‌ای شخصی، بلکه وجهی نمادین و فلسفی نیز دارد.

درباره کتاب الکتر

الکتر روایتی تراژیک و تأثیرگذار از دختری‌ست که پدرش، شاه آگاممنون، پس از بازگشت از جنگ، به دست همسرش کلی‌تم‌نستر و معشوقه‌اش اوژیست به قتل می‌رسد. الکتر، دختری وفادار و عزادار، در حالی‌که زیر سایه‌ی ظلم و بی‌عدالتی مادر زندگی می‌کند، تنها یک خواسته در سر دارد: انتقام. اما او برای اجرای این خواسته نیازمند کمک برادرش اورست است که در تبعید به‌سر می‌برد.
با ورود اورست، داستان به اوج خود می‌رسد. او با هویتی پنهان به شهر بازمی‌گردد و با خواهری که ابتدا او را نمی‌شناسد، روبه‌رو می‌شود. این تأخیر در شناخت و آشکار شدن حقیقت، یکی از تمهیدات هوشمندانه‌ی سوفوکل در پیش‌برد درام است. پس از آنکه اورست هویت خود را فاش می‌کند، دو خواهر و برادر با هم متحد می‌شوند تا انتقام پدر را بگیرند. این تصمیم آغازگر زنجیره‌ای از رویدادهای خونین است که پرسش‌هایی پیچیده را در ذهن مخاطب درباره‌ی ماهیت عدالت، انتقام، و اخلاق برمی‌انگیزد.
سوفوکل با ساختن شخصیت الکتر به‌عنوان زنی رنج‌دیده اما مصمم، و تأکید بر کنش‌های داستانی به‌جای صرفاً گفت‌وگوهای درونی، نمایشی پویاتر نسبت به دیگر تراژدی‌های یونانی خلق کرده است. این اثر بازتابی از کشمکش درونی انسان‌ها، تضاد میان احساسات شخصی و ارزش‌های جمعی، و پیوند میان عشق، خشم و وظیفه است.

خواندن کتاب الکتر را به چه کسانی توصیه می‌کنیم

این اثر برای علاقه‌مندان به نمایشنامه‌های کلاسیک، تراژدی‌های یونانی و آثار فلسفی و روان‌شناختی بسیار مناسب است. کسانی که به مفاهیمی همچون عدالت، اخلاق، و سرنوشت علاقه‌مندند، در این نمایشنامه با چالشی دراماتیک و تفکرانگیز روبه‌رو می‌شوند. همچنین دانشجویان رشته‌های ادبیات، فلسفه، و هنرهای نمایشی می‌توانند از این اثر به‌عنوان یکی از منابع مهم و تأثیرگذار در تاریخ تئاتر بهره ببرند. این کتاب با ترجمه‌ی عمادالسلطنه سالور و توسط انتشارات دیدآور منتشر شده و مطالعه‌اش تجربه‌ای فراموش‌نشدنی خواهد بود.

در بخشی از کتاب الکتر می‌خوانیم:

سوفوکل تولدش در 498 سال پیش از میلاد و فوتش در 405 [می‌باشد]. حدود هفتاد مجلس نوشته که حال هفت مجلس باقی است و خود این سه [اثر] شاعر یکی از افتخارهای بزرگ یونان قدیم است. «سوفوکل» که بعد از «اشیل» است، از «اشیل» عیب می‌گیرد که خود را خیلی بالا می‌برد و از خارق عادت حرف می‌زند. من تعریف اشخاص را طوری که باید باشد می‌کنم، نه آن‌طوری که هستند. یعنی انسان تکمیل شده را تعریف می‌کنم، نه این مردان غیرکامل [را].
«اوری پید» همان‌طوری که انسان هست تعریف می‌کند و به حالت حقیقی انسان مردم را به گریه می‌آورد.
‌بالاخره این مجالس و اشعار نثراً ترجمه شده، ما هم به عینه ترجمه می‌کنیم. عجالتاً حکایت «الکتر» را ترجمه می‌کنیم و برای دانستن مطلب مقدمتاً می‌گوییم که «آگاممنون» پادشاه آرگوس و می‌سن در جنگ مشهور تروا سردار کل بود. وقت حرکت از یونان چون باد مساعد نبود و کشتی‌های کل قشون متحد یونان بی‌حرکت مانده بود، محّدسین گفتند چون «آگاممنون» در جنگل مقدس مرالی شکار کرد و این مخالف میل «دیان» رب‌النوع شکار شد. لهذا باد مساعد نمی‌شود. باید برای رب‌النوع شکار، آگاممنون، دخترش را قربانی کند. «آگاممنون» اطاعت کرد، «ایفی ژنی» دخترش را قربانی کرد و باد مساعد شد، به تروا رفتند. ده سال این جنگ طول کشید. بالاخره پس از فتح و خرابی تروا هر یک از پادشاهان و دلاوران به اوطان خود به شکلی مراجعت کردند. «آگاممنون» همین که به وطنش برگشت زنش «کلی‌تام‌نستر» رفیقی پیدا کرده بود. [او] به عنوان اینکه چرا دخترت را قربانی کردی، با رفیقش همدست شد و «آگاممنون» را کشت، که همین حکایت یک مجلس تعزیه «اشیل» است. بالاخره پسر کوچکی «آگاممنون» داشت موسوم به اورست با دو دختر. دختر بزرگ که «الکتر» اسم اوست پسر را از چنگ مادر و رفیق خونخوارش خلاص کرد [و او را] به یک نوکر با صفت پدرش سپرد که او هم «اورست» را از آن مملکت بیرون برد و در ولایت خارج تربیتش کرد. «الکتر» کنیز و خدمتکار مادر و رفیق مادرش که حال شوهرش است و پادشاه مملکت شده، از این غصّه شب و روز گریه می‌کند. تمام امیدش هم این است که روزی اورست بزرگ شده می‌آید و تلافی قتل پدرش را خواهد کرد.

نظرات کاربران

کتاب‌های مشابه