به نام خدا

یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!

02166963155
ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن

کتاب‌های مشابه







لعبتکان





فرصت دارید این کتاب ارزشمند را تهیه کنید!

در صورت تأخیر یا تغییر قیمت در تامین کتاب، اطلاع‌رسانی خواهد شد.





آیکون توضیحات کتاب

معرفی کتاب

کتاب لعبتکان اثر مهرداد صدقی، یک اثر ادبی و پژوهشی است که به بررسی و تحلیل داستان‌ها و شخصیت‌های مختلف در ادبیات فارسی می‌پردازد. این کتاب به ویژه به بررسی مضامین و تم‌های موجود در آثار نویسندگانی همچون صادق هدایت و دیگر نویسندگان معاصر می‌پردازد. مهرداد صدقی در این کتاب به تحلیل عمیق‌تری از شخصیت‌ها، ساختار داستان و تأثیرات فرهنگی و اجتماعی بر ادبیات می‌پردازد. او با نگاهی انتقادی به آثار ادبی، سعی دارد تا ابعاد مختلف ادبیات فارسی را به تصویر بکشد و ارتباط آن با مسائل اجتماعی و روانشناختی را بررسی کند. این اثر می‌تواند برای علاقه‌مندان به ادبیات فارسی و پژوهشگران در این حوزه بسیار مفید باشد، زیرا به درک عمیق‌تری از تاریخ ادبیات و تأثیرات آن بر جامعه کمک می‌کند.

خواندن کتاب لعبتکان را به چه کسانی توصیه می‌کنیم؟

کسانی که به مطالعه زندگی و سرگذشت مردم در شرایط جنگ و مهاجرت علاقه‌مندند، مخاطبانی که می‌خواهند با دردها و رنج‌های ناشی از بی‌وطنی و پیامدهای جنگ در جامعه آشنا شوند، افرادی که به داستان‌های اجتماعی و تاریخی با روایتی انسانی و تأثیرگذار توجه دارند و پژوهشگران و خوانندگانی که به شناخت بهتر واقعیت‌های اجتماعی و تاریخی افغانستان و مهاجران آن علاقه‌مندند. این کتاب با روایت سرگذشت جوانی به نام مامدجان و خانواده‌اش، تصویری از زندگی مصیبت‌بار مهاجرت و تأثیرات جنگ بر خانواده‌ها ارائه می‌دهد و برای کسانی که دنبال داستانی عاطفی و واقع‌گرا درباره پیامدهای جنگ و مهاجرت هستند، مناسب است.

در بخشی از کتاب لعبتکان می‌خوانیم

« کاروانی در بیابان به کاروانسرا می‌رسند. کاروان‌سالار احساس می‌کند کسانی قرار است به آن‌ها حمله کنند. حکیمی در میان مسافران حضور دارد که انگشتری پر رمز و راز و کتابی نیمه‌تمام به همراه دارد و آن‌ها را باید به کسانی برساند. انگشتر و کتاب را لعبتک‌بازی پیش از سفر به حکیم داده و از او خواسته تا صاحب نهایی آن‌ها را نیافته، مبادا انگشتر را در دست خویش کند. شب‌هنگام، حکیم ناخواسته انگشتر را در دست خویش می‌کند. راهزنان حمله می‌کنند و طوفانی در می‌گیرد. سال‌ها بعد گروهی دانشجو برای بازدید عازم همان کاروانسرا هستند. کاروانسرا در حال مرمت است. کارگری به طور اتفاقی انگشتر را می‌یابد و… »  نیلوفر که با دقت به حرف‌های پری‌باد گوش می‌کرد، با ناراحتی گفت: «حتماً راه دیگه‌ای هم هست تا آرزو‌ها بر باد نره. » پری‌باد آهی کشید و گفت: «زن‌هایی که بذر عشق در وجودشان کاشته شده، همه پریانی حقیقی‌اند که عاقبت یا تنهاماندگانی از یادرفته خواهند شد و یا همچون پری‌باد، افسانه‌ای خواهند شد با آرزو‌های بربادرفته. »

نظرات کاربران

کتاب‌های مشابه







ناموجود
موجود شد باخبرم کن