به نام خدا

یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!

02166963155
ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن

کتاب‌های مشابه







شور زندگی









آیکون توضیحات کتاب

معرفی کتاب

در دنیای ادبیات، کتاب‌ها هستند که نه تنها یک زندگی‌نامه، بلکه یک تجربه‌ی عمیق عاطفی و انسانی را به خواننده هدیه می‌کنند. کتاب «شور زندگی» اثر جاودان اروینگ استون، یکی از همان کتاب‌های استثنایی است. این اثر حماسی، ما را به اعماق وجود مردی می‌برد که با شوریدگی و حساسیتی بی‌کمانه، دنیا را می‌دید و بر بوم نقش می‌زد؛ وینسنت ونگوگ، نابغه‌ای که دنیای هنر را برای همیشه دگرگون کرد، اما خود در طول حیاتش طعم تلخ فقر و بی‌اعتنایی را چشید. «شور زندگی» فقط یک کتاب نیست؛ یک قطعه از روح بشری است که بر صفحات کاغذ نقش بسته است. آن را بخوانید و خود را برای سفری به ژرفای زندگی و هنر آماده کنید.

درباره کتاب «شور زندگی» 

«شور زندگی» تنها روایت یک زندگینامه خشک و خالی نیست؛ این کتاب، سفری پرمخاطره به درون ذهن و قلب هنرمندی است که هرگز تسلیم نشد. شما در این کتاب با ونسان ونگوگی روبرو می‌شوید که جهان را نه با چشمان عادی، بلکه با تمام وجود احساسی و آتشین خود درک می‌کرد. او که در میان مردم عادی خود را غریبه می‌یافت، تنها آرامش را در کشیدن قلم مو و انفجار رنگ‌ها بر روی بوم جستجو می‌کرد. استون با قلمی توانا، او را نه به عنوان یک اسطوره دست‌نیافتنی، بلکه به عنوان انسانی عجیب، آسیب‌پذیر و سرشار از عشق به زندگی به تصویر می‌کشد. اروینگ استون برای خلق این روایت متقاعدکننده، پایه کار خود را بر اسناد معتبر تاریخی، به ویژه نامه‌های عمیق و تکان‌دهنده ونسان به برادر دلسوزش، تئو، قرار داده است. او تنها به این نامه‌ها بسنده نکرد و با تحقیقات مفصلی در مورد فراز و نشیب‌های زندگی ونگوگ، اثری خلق کرده که هم از نظر دقت تاریخی قابل اعتماد است و هم از نظر روایی بسیار جذاب و خواندنی. زندگی ونگوگ در این کتاب، نمونه‌ای از فداکاری بی‌چشم‌داشت برای هنر است. او در فقر مطلق زندگی کرد، از سوی جامعه طرد شد و باور داشت که کارگر ساده‌ای بیش نیست. در کمال شگفتی، در طول عمر پربار هنری‌اش، تنها یک تابلو («تاک سرخ») موفق به فروش شد. افرادی که روزگار در کنار این نابغه می‌گذراندند، هرگز گمان نمی‌بردند که همان مرد گوشه‌گیر و بی‌پول، روزی به نمادی جهانی از نبوغ هنری تبدیل شود. چرا باید کتاب «شور زندگی» را خواند؟ این کتاب به شما اجازه می‌دهد فراتر از تابلوهای مشهور، با روح شکننده، امیدها، یأس‌ها و رویاهای مردی آشنا شوید که آنها را خلق کرد. ونگوگ در این کتاب زنده می‌شود. داستان ونگوگ، نماد مقاومت در برابر ناملایمات است. خواندن این کتاب به شما می‌آموزد که چگونه می‌توان در سخت‌ترین شرایط، به ندای درون خود وفادار ماند و برای اشتیاق خود جنگید. استون هنر خود را در آمیختن واقعیت‌های تاریخی با جذابیت رمان به کار گرفته است. این کتاب هم یک اثر آموزشی ارزشمند و هم یک داستان گیرا و پرکشش است. پس از خواندن این کتاب، هر بار که به یک نقاشی از ونگوگ نگاه کنید، داستان پشت آن، رنج و شادیای که در هر ضربه قلم مو نهفته است را احساس خواهید کرد. همان‌گونه که محمدعلی اسلامی ندوشن در مقدمه ترجمه خود اشاره می‌کند، ونگوگ مسیر زندگی را از «شاهراه» هموار پیش نرفت، بلکه به «کوره‌راهی باریک و سنگلاخ پای نهاد.» خواندن «شور زندگی»، قدم گذاشتن در همین راه سنگلاخ و تجربه کردن دنیا از نگاه کسی است که جسارت این را داشت که متفاوت ببیند.

خواندن کتاب «شور زندگی» را به چه کسانی توصیه می‌کنیم؟

به تمام علاقه‌مندان به زندگینامه‌های تاثیرگذار و الهام‌بخش. به دوستداران ونسان ونگوگ و کسانی که می‌خواهند راز پشت تابلوهای پراحساس او را بدانند. به هنرمندان، نویسندگان و تمام کسانی که در مسیر خلاقیت خود با تردید و ناملایمات دست‌وپنجه نرم می‌کنند. به کسانی که حتی یک بار با دیدن نقاشی‌های ونگوگ، این سوال در ذهنشان شکل گرفته: "پشت این رنگ‌ها و خطوط، چه ذهن و قلب پرشوری نهفته است؟"

در بخشی از کتاب «شور زندگی» می‌خوانیم

– خوب پس نمی‌‌شه بیست و پنج فرانک بهم قرض بدین؟ من واقعا به این پول احتیاج دارم! حتی یه تیکه نون بیات هم تو خونه ندارم. وایسن برووخ با شادمانی دست‌هایش را بهم مالید و گفت: خوبه! خوبه! درست همونی که احتیاج داری! برات عالیه. با این وضع ممکنه بتونی یه نقاش از آب در بیای. ونسان پشتش را به دیوار تکیه داد. چنان ضعیف شده بود که نمی‌توانست بدون تکیه گاهی سرپا بایستد. – گرسنگی کشیدن چه چیزش عالیه؟ – ون گوگ، گرسنگی می‌تونه برات بهترین چیز تو این دنیا باشه. باعث می‌شه رنج بکشی. – چرا این قدر دوست دارین ببینین من دارم رنج می‌کشم؟ وایسن برووخ بر روی تنها چارپایه ای که در کارگاهش بود نشست. پاهایش را به روی هم انداخت و قلم مویش را که آغشته به رنگ قرمز بود به طرف آرواره ونسان نشانه گرفت. – برای اینکه ازت یه هنرمند واقعی می‌سازه. هرچه بیشتر زجر بکشی بیشتر قدر می‌شناسی. این آشیه که همه هنرمندهای درجه یک اونو خوردن. یه معده خالی بهتر از یه معده پره ون گوگ و یه دل شکسته بهتر از یه دل بشاش! هیچ وقت اینو فراموش نکن! – این حرف ها همش شر و وره وایسن برووخ، خودت هم اینو می‌دونی. وایسن برووخ چندبار قلم مویش را به طرف ونسان تکان داد و گفت: – ون گوگ اون کسی که هرگز مفلوک و بدبخت نبوده، چیزی برای نقاشی کردن نداره. خوشی فقط مخصوص حیوون هاست، فقط برای گاوها و تاجرها خوبه. چیزی که باعث شکوفا شدن یه هنرمند می‌شه درد و رنجه؛ اگه تو گرسنه، مایوس و بدبختی، برو خدا رو شکر کن، چون که خدا در رحمتش رو برات باز کرده! – فقر انسان رو نابود می‌کنه. – بلع فقر ضعفا رو نابود می‌کنه ولی نه آدم‌های پر صلابت رو! اگه فقر بتونه تو رو از پا در بیاره پس تو آدم ضعیفی النفسی هستی و حقته که کله پا بشی.

نظرات کاربران

کتاب‌های مشابه