به نام خدا

یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!

02166963155
ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن

کتاب‌های مشابه







شبی در طهران









آیکون توضیحات کتاب

معرفی کتاب

نمایشنامه شبی در طهران را «نشر قطره» منتشر کرده است . «مهشید حسینیان» کارگردان جوانی است که تابستان 1398 براساس این نمایشنامه، نمایشی را به روی صحنه‌ی تالار محراب به اجرا درآورده است. نمایشنامه شبی در طهران تشابه نامی با فیلم سینمایی «شبی در تهران» دارد که این فیلم در سال 1386 به کارگردانی «بهرام کاظمی» در ژانر کمدی اکران شد که ارتباط محتوایی با اثر محمد چرم‌شیر ندارد.

درباره ی کتاب شبی در طهران

نمایشنامه شبی در طهران اثر محمد چرم‌شیر  در سال 1385 منتشر شده است. داستان این نمایشنامه مربوط به بعد از جنگ جهانی دوم است که سران کشورهای درگیر در این جنگ به ایران می‌آیند. سکینه و نباتی از شخصیت‌های نمایشنامه شبی در طهران هستند. آن‌هااز دل جامعه بیرون آمده‌اند و تصویر بعد از جنگ را روایت می‌کنند. در قسمتی از داستان نباتی می‌گوید :«آخه اون بالایی‌ها با هم دعوا دارن، دخل یه سری آدم خرده ریزو می‌آرن. بفرما، خودت ببین دیگه. ما تو جنگ نبودیم این وضع و حال‌مونه. مملکت رو کردن عین کرباس، هر کدوم یه سرشو گرفتن، دارن می‌کشن. فایده‌ش واسه ما چیه؟ نون و آب‌مون شده این. برا یه ریزه‌ش باید گلوی ده هزار نفرو ببری. مملکتم که اینه، هر کی از ننه‌ش قهر کرده سرباز فرستاده تو این مملکت که از ما بکشه.»

خواندن کتاب شبی در طهران را به چه کسانی توصیه می کنیم

کسانی که به دنبال درک عمیق‌تری از جامعه و روابط انسانی هستند . خوانندگانی که از روایت‌های پر از عواطف و درگیری‌های انسانی لذت می‌برند . خوانندگانی که از اندیشیدن به معناهای عمیق زندگی و ارتباط آن با مکان‌ها و افراد لذت می‌برند .

در بخشی از کتاب شبی در طهران می‌خوانیم

زلف چین: آبجی، این کف دست ما مو داره؟ نداره دیگه. ولایت مام همین‌جور بود. زمینش انگاری گری داشت بدمصب. دریغ از انقده آب و علف. ما هر چی می‌کردیم حمالی مفت بود. ننه هم که قربونش برم، راه و بی‌راه این اسم‌شو نیارو آب می‌کرد و می‌ریخت تو پاتیل، می‌بست به ناف ما. مام با نون جو، ایکی ثانیه، هاپولیش می‌کردیم ولی بی‌ادبی، از بالا نرفته پایین، گلاب به روتون می‌افتادیم به ریق. هی بخور، هی ریق بزن. راستیاتش بایت همین ما از این اسم‌شو نیار انقده دلخوری داریم .

نظرات کاربران

کتاب‌های مشابه







ناموجود
موجود شد باخبرم کن