به نام خدا

یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!

02166963155
ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن

کتاب‌های مشابه







قصه گیسوی یار









آیکون توضیحات کتاب

معرفی کتاب

«قصه‌ی گیسوی یار» جستار یا به‌قول نویسنده تک‌نگاری‌ای است برای شرح آن بیت معروف حافظ:‌‌ «معاشران گره از زلف یار باز کنید شبی خوش است بدین قصه‌اش دراز کنید» واژه‌ی کلیدی این بیت و این جستار هر دو «قصه» است. کتاب تلاشی است در راستای به‌دست دادن مفهومی نو و تا حد امکان حافظانه از این واژه. چگونه است که این‌جا واژه‌ی «قصه» به‌کار رفته است حال آن‌که در معدود تصحیح‌هایی از این غزل از جمله تصحیح ناتلی خانلری واژه‌ی «وصله» ترجیح داده شده است. نویسنده با استناد به رویکردهای گوناگون در پی تاکید بر چرایی به‌کار بستن واژه‌ی «قصه» در بیت است و به‌ویژه در پی این است که بداند در جهان حافظ «قصه» و «زلف» و «شب»‌ چه ارتباطات معنایی با همدیگر ایجاد می‌کنند. فهم چنین مسئله‌ای نیازمند داشتن درکی دقیق از مفهوم «آغاز» است. به‌ویژه این‌که در غزل‌های حافظ آغاز چگونه تجلی یافته و خود را بروز می‌دهد.

درباره ی کتاب گیسوی یار

از این رو که به نظر می‌رسد غزل‌های حافظ حتی بیشتر از شاعران دیگر از انسجام بینابیتی بی‌بهره‌اند و به‌اصطلاح هر کدام ساز خود را می‌زنند و در پی بیان مفهومی از آن خود و دنیای خود هستند. نکته این است که مطلع غزل‌های حافظ از آغاز شروع نشده اند و بیت تخلص آن‌ها نیز چیزی را به پایان نمی‌رساند و سخنی را به مقصد نمی‌برد. در این میان پرسش این است که چرا ممکن است حافظ واژه‌ی «قصه» را به واژه‌ای دیگر نظیر «وصله» ترجیح داده باشد و از این واژه‌گزینی چه منظوری داشته باشد. به‌خصوص با توجه به این تفسیر خانلری که شب را با قصه کوتاه می‌کنند نه دراز.

خواندن کتاب گیسوی یار را به چه کسانی توصیه می کنیم

این کتاب را به دوستداران مطالعه در باب شعرهای حافظ شیرازی پیشنهاد می‌کنیم.

در بخشی از کتاب قصه گیسوی یار می خوانیم

پس به گیسو برمی‌گردیم و می‌گوییم آری گیسو یک لفظ است، لفظی که به‌خودی‌خود نه مجاز است و نه استعاره، اما در بازی حافظانه با هر پیچ و شکنش، با هر گرهی که بر ادامهٔ آن در فضای مرئی (زلف) می‌افتد (تاب و پیچشی در خود سخن)، دلالتی مضاعف می‌شود و در این تضاعفِ دلالی هر معنای مقدّر را در «آن»، در لحظه، نفی می‌کند تا معنایی دیگر و متخالف را برساند: «گره» همچون استعاره‌ای از فروبستگی، اما در عین حال دعوتی به گشوده شدن، به گشایش، وسوسه‌ای برای آغاز...

نظرات کاربران

کتاب‌های مشابه