به نام خدا

یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!

02166963155
ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن

کتاب‌های مشابه







وصیت ها









آیکون توضیحات کتاب

معرفی کتاب

کتاب وصیت‌ها اثر برجسته مارگارت النور اتوود، از پرفروش‌ترین‌های نیویورک‌تایمز و برنده جایزه من بوکر که در ادامه کتاب سرگذشت ندیمه نوشته شده، داستان زنی به اسم عمه لیدیا را روایت می‌کند که یکی از مقامات ارشد حکومت گیلیاد به شمار می‌رود و کارش نظم دادن به امور مرتبط با زنان است. 35سال پیش برای اولین بار رمان سرگذشت ندیمه منتشر شد. رویدادها و اتفاقاتی که در سراسر جهان رخ داد و همین‌طور سیاست‌مداران مستبد و سرکوبگر دنیا، مارگارت النور اتوود را بار دیگر تشویق کرد که رمانی در ادامه کتاب سرگذشت ندیمه بنویسد، چرا که به عقیده او این جهان همچنان جهانی سرکوبگر است.

درباره ی کتاب وصیت‌ها

کتاب وصیت‌ها از زبان سه راوی روایت می‌شود. بخشی که به حوادث پیش از شکل‌گیری حکومت گیلیاد و وقایع کتاب قبل برمی‌گردد، از زبان عمه لیدیا که مربی و معاون زنان بود، بازگو می‌شود و او در این بخش از نحوه رها کردن باورهایش در مورد دموکراسی و آزادی و تبدیل شدنش به خدمتگزاری مشتاق برای حکومت گیلیاد صحبت می‌کند. پانزده سال از داستان سرگذشت ندیمه سپری شده و ادامه این داستان از زبان دو دختر نوجوان به نام‌های اگنس و نیکول نقل می‌شود. دخترانی که در زمان حکومت گیلیاد بزرگ شدند و زنی که از خادمان این حکومت بوده، هر سه راوی رویدادها و اتفاقات حکومت گیلیاد و در پی فاش کردن اسنادی بر ضد این حکومت هستند.

خواندن کتاب وصیت‌ها را به چه کسانی توصیه می کنیم

این کتاب ادامه‌ای بر دنیای "گیلعاد" است و برای کسانی که به داستان‌های تخیلی و آینده‌نگرانه علاقه دارند، جذاب خواهد بود . اگر از خواندن "سرگذشت ندیمه" لذت برده‌اید، قطعاً "وصیت‌ها" نیز برای شما جالب و تأثیرگذار خواهد بود. این کتاب به موضوعات حقوق زنان و مسائل اجتماعی پرداخته و برای کسانی که به این موضوعات اهمیت می‌دهند، توصیه می‌شود .

در بخشی از کتاب وصیت‌ها می خوانیم

شب گذشته وقتی داشتم برای خوابیدن آماده می‌شدم، تمام گره موهایم را باز کردم. چند سال پیش وقتی به همراه خاله‌هایمان داشتم درباره‌ی کنار گذاشتن غرور موعظه می‌کردم و می‌گفتم علیرغم تمایلمان به غرور، آسیب‌زننده است، گفتم: «زندگی که فقط مو نیست.» این را گفتم و کمی به شوخی گرفتم. واقعیت هرچه که باشد، اما این هم درست است که مو بخشی از زندگی است. شعله‌ی شمع جسم است و اگر کم شود، جسم تحلیل رفته و آب می‌شود. یک زمانی کاکل‌های خوبی داشتم، آن موقع که کاکل مد بود؛ مثل نان کماج در عصر نان کماج؛ اما حالا موهایم مثل وعده‌های غذایی‌مان توی تالار آردوا شده است: کوتاه و تُنُک. شعله‌ی زندگی‌ام دارد فروکش می‌کند. آرام‌تر از اطرافیانم و سریع‌تر از آنچه فکرش را می‌کردم.

برچسب ها :

ادبیات کانادا

نظرات کاربران

کتاب‌های مشابه