به نام خدا

یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!

02166963155
ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن

رقص آدمک های کاغذی

ناشر:
نشر نی
نویسنده:
سعید توکلی
چاپ جاری: 1
نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی
تعداد صفحات: 155
شابک: 9786220606024
سال نشر: 1403
شناسه کتاب: 235878
آیکون توضیحات کتاب

معرفی کتاب

رقص آدمک‌های کاغذی اثر سعید توکلی، روایتی از درگیری‌های عاطفی و اجتماعی انسان‌های عصر مدرن است که در قالب داستان‌های کوتاه یا روایت‌های متصل به هم ارائه شده است. نویسنده در این اثر، با تمرکز بر ابعاد روان‌شناختی و اجتماعی شخصیت‌ها، تصویری از جامعه‌ای پیچیده و در عین حال خسته‌کننده را به تصویر می‌کشد.

درباره کتاب رقص آدمک‌های کاغذی

این کتاب به بررسی زندگی شخصیت‌هایی می‌پردازد که هرکدام با چالش‌ها و معضلات زندگی مدرن دست و پنجه نرم می‌کنند. نویسنده از نماد آدمک‌های کاغذی استفاده می‌کند تا انسان‌های شکننده و کم‌دوامی را به تصویر بکشد که با تغییرات سریع جامعه و فشارهای اجتماعی روبه‌رو هستند. شخصیت‌ها در داستان‌ها به‌گونه‌ای طراحی شده‌اند که با محدودیت‌ها، رویاها و گاه شکست‌های عاطفی مواجه‌اند و این تجربیات، آن‌ها را از درون به تحلیل می‌برد.
توکلی از زبانی ساده و روان برای بازنمایی وضعیت‌های پیچیده زندگی استفاده کرده است و با تکیه بر گفتگوهای طبیعی و فضاسازی دقیق، دنیای شخصیت‌ها را در برابر دیدگان خواننده قرار می‌دهد. نگاه انتقادی به سطحی‌نگری، مصرف‌گرایی و گم‌گشتگی انسان‌ها در دنیای مدرن، از دیگر موضوعاتی است که در این اثر مشهود است.

خواندن کتاب رقص آدمک‌های کاغذی را به چه کسانی توصیه می‌کنیم

این کتاب مناسب خوانندگانی است که به دنبال تحلیل‌های روان‌شناختی از زندگی انسان‌ها هستند و علاقه دارند داستان‌هایی را بخوانند که در عین حال که قابل لمس‌اند، نگاهی فلسفی و تفکر برانگیز دارند. مخاطبان علاقه‌مند به آثار با مضامین اجتماعی و روان‌شناختی، در این کتاب نکات بسیاری برای اندیشیدن پیدا خواهند کرد. همچنین، افرادی که از خواندن داستان‌های کوتاه و روایت‌های پرمعنا لذت می‌برند، این اثر را جذاب خواهند یافت.

در بخشی از کتاب رقص آدمک‌های کاغذی می‌خوانیم:

 این پسر مرا یاد خودم می‌اندازد. چهره آفتاب‌سوخته‌اش نه، تقدیرش را می‌گویم. تقدیر بازیگوشی دارد. آدمک‌های کاغذی برایش می‌رقصند، حتی بیشتر از آنچه دیده بودم. باورت می‌شود؟ آدمی نباید این‌قدر گرفتار و این‌قدر تنها باشد. او از من هم شکننده‌تر است. هر بار که نگاهش می‌کنم دهانم تلخ می‌شود. اولین‌بار که روبه‌رویم ایستاد ترسیدم. توی چشم‌هایش اندوه موج می‌زد. چه می‌کردم؟ با تقدیر که نمی‌شود جنگید. مگر زور آدمی به تقدیر می‌رسد؟

کتاب‌های مشابه







نظرات کاربران

ناموجود
موجود شد باخبرم کن