به نام خدا

یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!

02166963155
ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن

آمپول صلواتی

نویسنده:
مهدی عجم
چاپ جاری: 1
نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی
تعداد صفحات: 144
شابک: 9786222852887
سال نشر: 1403
شناسه کتاب: 235148

برچسب ها :

اربعین
آیکون توضیحات کتاب

معرفی کتاب

«آمپول صلواتی» شامل داستان‌های کوتاهی از یک موکب درمانی در اربعین حسینی نوشته مهدی عجم از سوی انتشارات شهید کاظمی منتشر شده است. 

درباره کتاب «آمپول صلواتی» 

همه چیز از یک فراخوان ثبت‌نام اولیه نیروهای داوطلب در دانشگاه شروع شد. برای خدمت‌رسانی در یک درمانگاه جهادی در ایام پیاده‌روی اربعین در نجف یا کربلا و شاید هم بین راه. برای درمانگاه پزشک، پرستار، فوریت‌های پزشکی، کمک بهیار، کارشناس دارویی، متصدی پذیرش، نیروی خدمات و کادر پشتیبانی می‌خواستند. مهدی عجم نویسنده کتاب «آمپول صلواتی» هم ثبت‌نام کرد. تجربه کار جهادی آن هم در خارج از کشور و آن هم اربعین، برای او جالب و کمی خاص به نظر می‌رسید.
قرار بود هلال‌احمر کار پشتیبانی را انجام دهد و بلیط‌های پرواز، اسکان و رایزنی اختصاص محل درمانگاه را برعهده بگیرد. تیم اعزامی باید در دو بازه هشت‌روزه جمعاً 16 روز در درمانگاه مستقر و به زوار الحسین خدمات ارائه می‌دادند.
 اسامی نهایی منتخبان منتشر شد و اسم نویسنده هم در لابه‌لای کادر منتخب بود. او از همان شروع کار در درمانگاه، با دیدن حجم و تنوع کار به ذهنش خطور کرد که کاش فرصت و فراغتی هم دست دهد که خاطرات و روایات افراد حاضر در آنجا را گردآوری کند. تردید نداشت که بعد از انتشار به درد همه مخاطبان و کادر درمان خواهد خورد. روایت آن همه شور و اشتیاق خادمانی که عاشقانه آمده بودند تا به تأمین و حفظ سلامت زائران کمک کنند. در اوج شلوغی و ترافیک شیفت‌ها، همان جا در نجف یادداشت‌هایی برداشت و ماه‌ها بعد از سفر، بازنویسی خاطرات را شروع کرد.
 او در سال بعد یعنی تابستان 1402 که مجدداً موکب جهادی درمانی بزرگ‌تر و منسجم‌تر در نجف برپا شد حضور نداشت؛ اما مشتاقانه پای سخنان چند تن از دوستان فعال موکب نشست و از بین خاطرات و روایت‌های آنها خواندنی‌ترین‌ها و شنیدنی‌ترین‌ها را انتخاب کرد و به‌این‌ترتیب متن‌های دیگری به خاطراتی که نوشته بود اضافه شد. خاطراتی کوتاه و خواندنی آن هم از زاویه دید کادر درمان درباره سفر زیارتی اربعین و زائران که کمتر به آن پرداخته شده است.

در بخشی از این کتاب می‌خوانیم: 

 «سبقت‌گرفتن در انجام کارهای زمین‌مانده، در درمانگاه ما فرهنگ شده بود و فرقی نمی‌کرد شما پزشکی یا پرستار، خدماتی هستید یا انتظامات. بارها می‌دیدم وقتی بچه‌ها می‌دیدند درمانگاه نیاز به نظافت دارد و خدماتی سرش شلوغ است، جارو و سطح زباله‌ها مشتری‌اش زیاد می‌شد. یا حتی پذیرایی از کادر درمان هنگام کار یا تخلیه بار و داروها از خودروها، این کارها متصدی مشخص نداشت مثل تهران؛ ولی بچه‌ها از هم سبقت می‌گرفتند. دیدن این صحنه‌ها فقط در اربعین امکان دارد.»

کتاب‌های مشابه

‌
‌
‌
‌
‌
‌

نظرات کاربران

ناموجود
موجود شد باخبرم کن