یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!
فرصت دارید این کتاب ارزشمند را تهیه کنید!
در صورت تأخیر یا تغییر قیمت در تامین کتاب، اطلاعرسانی خواهد شد.
معرفی کتاب
کتاب پیوندهای بریده تفسیری از سوره همزه است که به بررسی آثار فردی و اجتماعی عیبجویی، تحقیر، تکبر و ثروتپرستی میپردازد. این اثر بخشی از مجموعه تفاسیر «تطهیر با جاری قرآن» است و با تحقیق و ویرایش تازهای ارائه شده است. نویسنده در این کتاب به تحلیل عمیق سوره همزه میپردازد و نشان میدهد که عیبجویی و تحقیر دیگران، نه تنها به تزلزل پیوندهای اجتماعی منجر میشود، بلکه باعث نفی واقعیتها و ایجاد گسست در روابط انسانی میگردد.
کتاب به این نکته تأکید میکند که تا زمانی که انسان امنیت و آرامش خود را در داراییهای مادی جستجو کند و تحقیر و تکبر را به عنوان پشتوانه قدرت خود بپذیرد، نه تنها به آرامش نخواهد رسید، بلکه رنج و عذاب را برای خود و دیگران فراهم میآورد و روابط انسانی را آلوده میکند.
خواندن این کتاب به علاقهمندان به تفسیر قرآن که به مطالعه و فهم عمیقتر از آیات قرآن و معانی آنها علاقهمند هستند و میخواهند با تحلیلهای اجتماعی و روانشناختی آشنا شوند، دانشجویان و پژوهشگران علوم دینی، افراد جویای آگاهی اجتماعی که به دنبال درک بهتر از مسائل اجتماعی و فرهنگی زمانه خود هستند و میخواهند از تجربیات تاریخی و دینی بهرهمند شوند، فعالان اجتماعی و فرهنگی که در زمینههای اجتماعی و فرهنگی فعالیت میکنند و به دنبال راهکارهایی برای بهبود روابط انسانی و اجتماعی هستند و هر کسی که به مطالعه تاریخ، فرهنگ و تحلیل اجتماعی علاقهمند است، میتواند از این کتاب بهرهمند شود و به تفکر در مورد وضعیتهای اجتماعی و فردی خود بپردازد پیشنهاد میشود.
«آدمی نمیتواند خوراکش را بلافاصله در طبیعت بیابد؛ چون وضع گوارشی او با این خوراکهای طبیعی هماهنگی ندارد و بر فرض هماهنگی و کفایت خوراکهای طبیعی، در تمامی فصول، اینها بهدست نمیآید. پس آدمی ناچار از کشت و برداشت و انبارداری و سپس دستاس و طبخ و سوخت و ساز است. آدمی نمیتواند برای لباس و پوشش در برابر سرما و گرما به پوست و موی تنش کفایت کند. آدمی نمیتواند در برابر آفتها و دشمنهای طبیعی ریز و درشت خود، به غریزه خود تکیه کند. پس به تجربهها و طبابتها نیازمند است. آدمی برای تأمین غریزه و پرورش نسل خود به دیگران محتاج است. خوراک و پوشاک و سلامت و نسل آدمی و حرث و نسل او بهطور طبیعی و با سیستم غریزی تأمین نمیشود؛ پس ناچار به کمک دیگران، به تجربه دیگران، به دانش و تقسیم کار، روی میآورد. گذشته از این نیازهای طبیعی و ضعفها و ناتوانیها که انسان را به جمع میکشاند، انسان بر اساس ترکیب خاص خودش که از حس و حافظه و هوش و وهم و خیال و فکر و عقل و عواطف و احساسات تشکیل میشود، بهترطلبی و بیشترطلبی و تنوعطلبی را هم دارد و همین ترکیب نیازآفرین، انسان را به تولید و روابط تولیدی میکشاند و او را به قراردادهای اجتماعی و تعهد و مسئولیت میخواند. پس نیازها و ترکیب خاصِ نیازآفرین انسان، اساس اجتماع و قرارداد و تولید و روابط تولیدی است؛ درحالیکه ترکیب افراد این اجتماع هم میتواند طبیعی و یا بر اساس انتخاب و اعتقاد و ائتلاف صورت بگیرد؛ چون عنصر آرزو و آرمان و هدف، در ترکیب خاص انسان ریشه دارد. پس آدمها بر اساس استعدادهای پیچیده و ترکیب خاصشان، نیازهای گستردهتر مییابند؛ نیازهایی که یک فرد برای تأمین آن کافی نیست و ناچار به جمع میپیوندد. و این داستان حتی در جوامع حیوانی مثل کندو و... که با این پیچیدگی استعدادها و ترکیب خاص و آرزو و هدف هم همراه نیستند، جریان دارد. هنگامی که نیازِ خوراک در اجتماع زنبورها از سطح طبیعی فراتر رفت و آنها نتوانستند بلافاصله این نیاز را از طبیعت تأمین کنند و محتاج عسل و شیرهای شدند که باید آن را بسازند، ناچار تقسیم کار و تشکیلات اجتماعی شکل میگیرد و برای تحلیل باید جلوتر از این روابط تولیدی را جستوجو کرد و به ترکیبی روی آورد که به نظام تولیدی و روابط تولیدی و یا نظام اجتماعی و قراردادهای اجتماعی میانجامد.»