به نام خدا

یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!

02166963155
ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن

داستان آن کلات

نویسنده:
بهاره مومنی

فرصت دارید این کتاب ارزشمند را تهیه کنید!

در صورت تأخیر یا تغییر قیمت در تامین کتاب، اطلاع‌رسانی خواهد شد.

چاپ جاری: 1
نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی
تعداد صفحات: 72
شابک: 9786000307141
شناسه کتاب: 225588
آیکون توضیحات کتاب

معرفی کتاب

کتاب «داستان آن کلات»، نمایشنامه‌ای از بهاره مومنی، روایتی شاعرانه و تاریخی در فضایی از مه و نور ماه است که در یک کلات (قلعه یا آبادی) می‌گذرد. این نمایشنامه با ترکیبی از صحنه‌های آرامش‌بخش و لحظات پر از اضطراب آغاز می‌شود؛ در حالی که صادق، یوحنا و داوود در کومه‌ای به گفت‌وگو و خنده مشغول‌اند و داوود عود می‌نوازد، ناگهان دو مرد چهره‌پوشیده و شمشیر به دست به همراه یک شهزاده وارد صحنه می‌شوند. فضای داستان با تهدید حضور مغول گره خورده است و شهزاده که برای حفظ جانش به این کلات پناه آورده، امنیت خود را از پیر کلات جویا می‌شود. این اثر، روایتی از پناهندگی، امانت‌داری و مقاومت در برابر هجوم بیگانگان را در قالبی تئاتری و ادبی به تصویر می‌کشد.

درباره کتاب داستان آن کلات

این نمایشنامه یک اثر ادبی است که با تکیه بر فضاسازی‌های دقیق و استفاده از شخصیت‌های کهن‌الگویی (مانند پیر کلات به عنوان حافظ جان‌ها و زلفای زیبا به عنوان عروس غمگین)، به بازخوانی مضامین تاریخی و فرهنگی مهم ایران می‌پردازد. داستان در بستری از تهدید خارجی (حضور مغول) شکل می‌گیرد که نمادی از ناامنی و نیاز به پناهگاه است.
ساختار نمایشنامه بر پایه‌ی توصیفات تصویری قوی (نور ماه از پس مه، کومه‌ها) بنا شده است و نویسنده با ایجاد قاب‌های بصری مختلف در صحنه، حس تنش میان آرامش داخلی (ساز و خنده در کومه) و خطر بیرونی (چهره‌پوشیده‌ها و مغول) را تقویت می‌کند. این ترکیب از عناصر بومی، تاریخی و شاعرانه، اثری چندلایه خلق کرده است.
بریده‌ی کتاب که از زبان شخصیت زلفا روایت می‌شود، نشان‌دهنده‌ی لایه‌ی دیگری از مقاومت و غم است. زلفا، نوعروسی که یار خود را از دست داده، به جای تسلیم شدن در برابر جنون، سلحشوران خسته از جنگ را به میهمانی و طرب می‌خواند. این حرکت، نمادی از جستجوی آرامش و زندگی در دل مصیبت است و عمق عاطفی و حماسی اثر را افزایش می‌دهد.

خواندن کتاب داستان آن کلات را به چه کسانی توصیه می‌کنیم

این کتاب به علاقه‌مندان به ادبیات نمایشی، به‌خصوص آثاری با مایه‌های تاریخی، بومی و شاعرانه، و پژوهشگران حوزه‌ی تئاتر سنتی و کهن‌الگویی توصیه می‌شود.

در بخشی از کتاب داستان آن کلات می‌خوانیم:

ای سربازان مرا به نام زلفا بشناسید؛ نوعروسی به یغما رفته که دامادش به حجله مرگ نشست میگویند زلفا به جنون نشسته از غصه رفتن یار اما شما باور نکنید. ای سلحشوران خسته نیستید از این همه جنگ؟ آرام نمی‌خواهید؟ بگذارید آنان بروند آرام بگیرید از رزم می‌خواهم آرام جانتان باشم ساقی بزم برایتان نگاه کنید حجله من خالی است از داماد، اینک‌شمایان را به میهمانی و طرب می‌خوانم در آن در این کومه باز است. خوش آمدید!

کتاب‌های مشابه







نظرات کاربران

ناموجود
موجود شد باخبرم کن