به نام خدا

یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!

02166963155
ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن

کتاب‌های مشابه







جاده جنگ - پنجم و ششم





فرصت دارید این کتاب ارزشمند را تهیه کنید!

در صورت تأخیر یا تغییر قیمت در تامین کتاب، اطلاع‌رسانی خواهد شد.





آیکون توضیحات کتاب

معرفی کتاب

کتاب «جاده جنگ - پنجم و ششم»، بخشی از رمان دوازده جلدی حماسی و تاریخی منصور انوری است که نیم قرن از حوادث تاریخ ایران، از اشغال متفقین در سال 1320 تا پایان جنگ تحمیلی، را روایت می‌کند. این رمان که وقایع مهمی چون 15 خرداد، فعالیت مبارزاتی گروه‌های اسلامی، پیروزی انقلاب و جنگ هشت‌ساله را پوشش می‌دهد، بر اساس واقعیات تاریخی شکل گرفته و فضای اصلی آن جاده شاهرود است. شخصیت اول مجموعه، سیدرضا شریفی، یک سرباز وظیفه‌ی ژاندارمری است که در این مجلد نیز درگیر توطئه‌های پتروویچ و تیمور برای دستگیری‌اش است و به کمک گل‌مراد از مهلکه می‌رهد. نویسنده اشاره می‌کند که جلدهای ابتدایی، تنها مقدمه‌ای برای رسیدن به تحلیل ریشه‌ای وقایع انقلاب بوده‌اند. این رمان برنده جوایز ادبی مهمی نظیر قلم زرین و جلال آل احمد شده است.

درباره کتاب جاده جنگ

این جلد از رمان دوازده‌جلدی «جاده جنگ»، همچنان بر دوره‌ی اشغال کشور توسط متفقین و درگیری‌های داخلی ناشی از آن متمرکز است. در این بخش، داستان حول محور ماجراجویی‌های سیدرضا شریفی و تلاش دشمنان برای دستگیری او، به ویژه توطئه‌های تیمور و سرهنگ پتروویچ روس، می‌چرخد.
عناصر داستانی در این جلد، ترکیبی از ماجراهای پلیسی-جاسوسی، رویدادهای تاریخی و مفاهیم ماورایی است. ماجرای کشف محل شکر حل‌شده در آب توسط تیمور و فرار سیدرضا از کمین روس‌ها، فضای پر اضطراب آن دوره را به خوبی ترسیم می‌کند. همچنین بارداری عالیه، همسر سیدرضا، بُعد انسانی و عاطفی رنج‌های خانواده‌های درگیر در بحران را نشان می‌دهد.
نکته‌ی قابل توجه در این مجلد، معرفی شخصیت شولاپوش و اتفاقات غریبی است که پیرامون او رخ می‌دهد؛ از روشنایی سبزرنگ در بقعه بینالود تا ملاقات‌های مبهم او با سرهنگ افشار و نجات معجزه‌آسای او از دست پتروویچ توسط یک اسب نظامی. این رویدادها، جنبه‌های عرفانی و غیبی را وارد روایت حماسی کرده و بر رمزآلود بودن وقایع تاریخی می‌افزاید.

خواندن کتاب جاده جنگ را به چه کسانی توصیه می‌کنیم

این کتاب به علاقه‌مندان به رمان‌های بلند تاریخی-حماسی، خوانندگان داستان‌هایی با درونمایه‌ی مقاومت در برابر اشغال خارجی و کسانی که از ترکیب روایت‌های واقعی با عناصر ماجراجویی و رمزآلود لذت می‌برند، توصیه می‌شود.

در بخشی از کتاب جاده جنگ می‌خوانیم:

تاجی کابوس غریبی دیده و پریشان‌احوال است. اما تیمور افکار دیگری در سر دارد؛ او محلی که دوست سابقش رضا 20 تن شکر را در آب حل کرده بوده، کشف کرده و به روس‌ها لو داده است. حالا هم انتظار دارد که رضا به آنجا برود و دستگیر شود. همین اتفاق هم می‌افتد یعنی رضا و سروان بهرامی به سمت حوض‌آب در حرکتند؛ اما رضا می‌فهمد که روس‌ها در کمین‌شان هستند و هر دو به رودخانه می‌زنند. بعد هم گل‌مراد به یاری‌شان می‌آید و نجات پیدا می‌کنند. عالیه همسر رضا باردار است و این موقعیت پراضطراب، برایشان آزار دهنده شده است؛ چون پتروویچ و تیمور همچنان در حال نقشه و توطئه برای دستگیری مرگان و رضا هستند. مرگان همان تیرانداز مرموز و غایبی است که در جلدهای پیشین رمان، نقش اساسی داشته است. در ادامه ماجرا، تاجی ناگهان مردی بلندقد و شولاپوش را در قدمگاه بینالود می‌بیند. بر اثر دعای مرد، یک روشنایی سبزرنگ و چشم‌نواز از بقعه پرتوافشانی می‌کند. حالا شولاپوش در گاراژ الوند دیده می‌شود. بعد پیش سرهنگ افشار می‌رود و خودش را سرگرد اسفندیاری معرفی می‌کند. سرهنگ با شگفتی می‌گوید که او باید مرده باشد! شولاپوش حرف‌های مبهم و عجیبی می‌زند و سرهنگ را در حیرت می‌گذارد و می‌رود. سپس با تار زن مرموزی روبه‌رو می‌شود که او را به خوبی می‌شناسد. از سویی دیگر، رضا برای رسیدن به همسر باردارش دست به کارهای غریبی می‌زند.‌ نهایتا هم مجبور می‌شود از طریق خانه زن‌‌آقا ـ پیرزن قابله ـ به خانه‌ای برود که عالیه در آن جا بوده؛ اما بعد از این همه مرارت، خانه را خالی می‌بیند . حالا شولاپوش به چنگ سرهنگ پتروویچ افتاده است و وقتی از دستورات سرهنگ سرپیچی می‌کند، پتروویچ به رویش اسلحه می‌کشد؛ اما درست در لحظه شلیک، تیری به انگشت و ماشه تفنگش می‌خورد. در ادمه اتفاقات غریب رمان، یک اسب با تجهیزات کامل نظامی خودش به سراغ شولاپوش می آید و او را به سمت ایل گل‌مراد رهنمون می‌کند.

نظرات کاربران

کتاب‌های مشابه







ناموجود
موجود شد باخبرم کن