یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!
فرصت دارید این کتاب ارزشمند را تهیه کنید!
در صورت تأخیر یا تغییر قیمت در تامین کتاب، اطلاعرسانی خواهد شد.
معرفی کتاب
کتاب «دن کیشوت (جلد 1)» اثر جاودانه میگل دو سروانتس، یکی از بزرگترین و ماندگارترین آثار ادبیات کلاسیک جهان است. این کتاب نه تنها به واسطه داستان متنوع و خندهدار و مجموعهای از حوادث و طنزهای ناب محبوبیت بینظیری کسب کرده، بلکه نقدهای عمیق و ظریفی بر زندگی و واقعیتهای اجتماعی زمان خود نیز ارائه میدهد. مانند آنچه در دایرةالمعارف بریتانیا آمده، دن کیشوت ترکیبی از کمدی، غم نهفته، انسانیت بزرگ و نقد نافذ زندگی است که به مرور زمان ارزش واقعیاش بیشتر شناخته شده است.
این رمان روایت زندگی نجیبزادهای میانسال به نام آلونسو کیخانو است که پس از خواندن بیش از حد داستانهای شوالیهگری، عقلش را از دست میدهد و خود را به شکل شوالیهای سرگردان به نام دن کیشوت درمیآورد. او در عصر زوال شوالیهگری، سعی میکند با پوشیدن زره و سوار بر اسب ناتوانش، در جستجوی عدالت، شجاعت و ماجراهای پهلوانی به دنیای اطرافش رنگی آرمانی ببخشد. دن کیشوت درگیری تن به تن با آسیابهای بادی – که آنها را غول میپندارد – نمادی زنده از مبارزه آرمانهای او با واقعیتهای سخت زندگی است. همراهی وفادار او، سانچو پانزا به عنوان خدمتکار و همراه سفرهای این شوالیه توهمزده نیز تصویرگر تضاد میان خیال و واقعیت است. این کتاب با ترکیبی هوشمندانه از طنز، هجو، فلسفه و تراژدی، نه تنها ادبیات رمانتیک و قهرمانی دوران خود را به چالش میکشد، بلکه به یک تأمل عمیق در باب حقیقت، آرمانگرایی، دیوانگی و انسانیت میپردازد. «دن کیشوت» از مرزهای جغرافیایی، نژادی و طبقاتی عبور کرده و به یک اثر جهانی بدل شده که میلیونها خواننده در سراسر جهان از آن لذت بردهاند. «دن کیشوت (جلد 1)» فرصتی ناب است برای سفر به دنیایی متفاوت، جایی که شجاعت و امید در برابر سردی واقعیت مقاومت میکند و خنده و تفکر در قالب داستانی بینظیر گرد هم آمدهاند. خواندن این کتاب، نه فقط مطالعه یک رمان که پیوستن به هزاران سال تجربه بشری در جستجوی معنای زندگی است.
علاقهمندان به ادبیات کلاسیک و آثار ماندگار جهان، دوستداران داستانهای قهرمانی و رمانتیک پرماجرا، خوانندگان مشتاق به کشف ادبیات پیکارسک یعنی داستانهایی درباره ماجراهای شخصیتهای سادهلوح و سفرهای پرحادثه، کسانی که علاقهمند به بررسی تضاد خیال و واقعیت و تحلیلهای فلسفی درباره زندگی و انسانیت هستند و مخاطبانی که دنبال یک اثر دوستداشتنی، مفرح و در عین حال تأملبرانگیز میگردند.
پس از فراغ از این مهم به سراغ مرکب خویش رفت. با آنکه حیوان پوست و استخوان، بیش از گوشت و جان داشت و ظاهر وی غمانگیزتر از اسب گونلا بود به نظر چنین آمد که نه بوسفال اسب اسکندر و نه بابیهکا Babiéca اسب سید، هیچ یک با اسب او قابل قیاس نبودهاند. چهار روز هم به نشخوار کردن اسامی در مغز خود پرداخت تا ببیند چه اسمی به اسبش بدهد و در این باره با خود میگفت: «درست نیست که اسب چنین پهلوان نامدار که ذاتا حیوانی اصیل است نام مشهوری نداشته باشد.» لذا کوشید تا نامی برای اسبش بیابد که برساند حیوان قبل از ورود به دنیای پهلوانان سرگردان چه بوده است و اکنون چیست. از طرفی عقل حکم میکرد که چون صاحبش تغییر وضع داده بود او نیز تغییر اسم دهد و نامی باشکوه و پر طمطراق متناسب با موقعیت جدید و حرفه تازهای که از این پس پیشه میکرد بر گزیند. این بود که پهلوان پس از آنکه تعداد زیادی اسم در حافظه و در مخیله خود ساخت و در آنها جرح و تعدیل کرد و حذف و اضافه به عمل آورد و سر و دست آنها را شکست و باز ساخت عاقبت به این نتیجه رسید که اسم او را رسی نانت بگذارد، اسمی که به نظرش باشکوه و آهنگین آمد و از آن مستفاد میشد که حیوان ابتدا چه بوده و اینک چه بوده و چگونه برترین مرکب جهان گردیده است. وقتی پهلوان اسمی باب طبع خود به اسبش داد خواست تا برای خود نیز اسم شایستهای برگزیند و این فکر هشت روز دیگر از وقت او را برای یافتن نام جدید گرفت تا در پایان آن مدت مصمم شد خود را دن کیشوت Don Quichotteبنامد. به قراری که میگویند از همانجا است که مؤلفین حکم کردهاند که لقب قبلی پهلوان «کیگزادا» بوده است نه «کزادا» که برخی خواستهاند آنرا به دیگران بقبولانند. آنگه چون به یادآورد که آمادیس دلاور تنها به انتهاب نام ساده «آمادیس» اکتفا نکرده بلکه نام وطنش را نیز به آخر اسم خود افزوده بود تا وطن را بلند آوازه سازد و لذا خود را «آمادیس گل» نامیده بود، او نیز به عنوان یک پهلوان کامل عیار خواست نام وطنش را به نام خود بیفزاید و خود را «دن کیشوت مانش» بنامد تا به خیال خود هم نژاد و مسقط الرأس خود را مشخص نماید و هم با اقتباس نام وطنش موجب افتخار آن گردد.
برچسب ها :
ادبیات اسپانیا