یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!
فرصت دارید این کتاب ارزشمند را تهیه کنید!
در صورت تأخیر یا تغییر قیمت در تامین کتاب، اطلاعرسانی خواهد شد.
معرفی کتاب
در هزارتوی اندیشههایی که بهجای فرد، بر ساختارها و نظامهای پنهان تأکید دارند، ریچارد هارلند در کتاب ابر ساختگرایی به کالبدشکافی جریانی میپردازد که بنیانهای خودبنیاد بشری را به چالش میکشد. نویسنده با عبور از مرزهای سنتی، پیوندی میان ریشههای زبانشناختی سوسور و دیدگاههای نادیده گرفتهشدهی دورکهیم برقرار میکند تا نشان دهد چگونه انسان، بیش از آنکه آفرینندهی معنا باشد، خود محصول فرآیندهای پیچیدهی اجتماعی و ساختاری است. این اثر با نگاهی جامع، گذار از ساختگرایی کلاسیک به قلمروهای پساساختگرایی را تبیین کرده و مخاطب را با جهانی روبهرو میکند که در آن «بازنماییهای جمعی» نقشی فراتر از ارادهی فردی ایفا میکنند.
این کتاب در ژانر فلسفه، نقد ادبی و علوم اجتماعی قرار میگیرد و به بررسی یکی از تاثیرگذارترین جنبشهای فکری قرن بیستم میپردازد. ریچارد هارلند در سه بخش مجزا، ابتدا شیوهی اندیشیدن ابرساختگرایانه را کالبدشکافی میکند، سپس به مبانی فلسفی آن میپردازد و در نهایت مسیر را به سوی فلسفهی پساساختگرا هموار میسازد.
یکی از نکات کلیدی این پژوهش، بازخوانی نقش امیل دورکهیم در شکلگیری این تفکر است. نویسنده معتقد است برخلاف تصور رایج که تنها سوسور را پیشگام این مسیر میداند، سنت مردمشناسی اجتماعی دورکهیم با وجود کاستیهای سیاسیاش، پتانسیلی انقلابی در نقد مفهوم «خود فردی» داشته است. کتاب توضیح میدهد که چگونه ابرساختگرایی با اصالت دادن به جامعه و ساختار، فرد را از جایگاه تعیینکننده به جایگاه محصول زندگی اجتماعی تنزل میدهد.
هارلند با بررسی مفاهیمی چون بازنماییهای جمعی، تفاوت میان ادراک فردی و برساختهای کلان اجتماعی را روشن میکند. این کتاب مرجعی ارزشمند برای درک چگونگی دگرگونی مفاهیم بنیادین در اندیشهی مدرن و پسامدرن است و به خواننده کمک میکند تا بفهمد چرا ابرساختگرایان معتقدند زبان و ساختار، پیش از آنکه ابزاری در دست انسان باشند، چارچوبهایی هستند که هستی انسان را تعریف میکنند.
این کتاب به دانشجویان و پژوهشگران فلسفه، زبانشناسی، جامعهشناسی و نقد ادبی که به دنبال درک عمیق و ساختارمند از ریشهها و تحولات ساختگرایی و پساساختگرایی هستند، توصیه میشود.
از همه مهمتر، حملات او به مفهومِ خودِ فردی، راه را در برابر ابرساختگرایان بعدی گشود، «اشخاص بیشتر محصول زندگی اجتماعیاند تا تعیینکنندهٔ آن.» دورکهیم معتقد است مفهوم خود فردی در تاریخ انسان مفهومی نسبتاً متاخر و سطحی است. دورکهیم که دیدگاهش را بر زندگی اجتماعی مبتنی میکند و نه بر افراد، جامعه را پدیدهای میداند فراتر از اجتماع و اعضای آن. او به وجود بازنماییهای جمعی معتقد است. بازنماییهایی که انسان اجتماعی مولد آن است و به لحاظ نوع با بازنماییهایی فردی، که آحاد انسان مولد آناند، به کلی، متفاوت است.