یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!
فرصت دارید این کتاب ارزشمند را تهیه کنید!
در صورت تأخیر یا تغییر قیمت در تامین کتاب، اطلاعرسانی خواهد شد.
معرفی کتاب
گاهی چرخ روزگار انسان را در موقعیتهایی قرار میدهد که پیش از آن حتی در خیال هم نمیگنجید؛ کتاب کوچ فاختهها به قلم سیاوش والافر، روایتی صادقانه و پرکشش از مسیر زندگی مردی است که از روزهای پرنشاط کودکی و جوانی، به میانهٔ آتش و خون در شلمچه و سپس به خلوتِ غریب اسارت پرتاب میشود. سیاوش والافر با دقتی نظامی و نگاهی انسانی، لحظات نبرد در نخلستانهای اروند و تقابل تن با تانک را بازسازی کرده و خواننده را با خود به درون سنگرهایی میبرد که در آنها، طراحی نقشهای برای انهدام یک دکل دیدهبانی یا تحمل رنجهای اسارت، فراتر از یک وظیفه، به آزمونی برای بقا و حفظ ایمان بدل میشود.
این کتاب در ژانر زندگینامه و ادبیات پایداری قرار میگیرد و ویژگی ممتاز آن، نگارش وقایع به قلم خودِ صاحب خاطره است. سیاوش والافر با سبکی واقعگرا، تجربیات خود را در سه مقطع حساس زندگی یعنی دوران رشد، حضور در جبهههای نبرد (بهویژه در گردان 102 و منطقه شلمچه) و در نهایت سالهای دشوار اسارت تدوین کرده است. بخشهای رزمی کتاب، سرشار از جزئیات تاکتیکی و عملیاتی است که نشاندهندهٔ تسلط و هوشیاری نیروهای ایرانی در مواجهه با دشمن بعثی در مناطقی چون فکه، چمسری و زبیدات است.
نویسنده در این اثر تنها به بازگویی حوادث بسنده نمیکند، بلکه چالشهای ذهنی و روانی یک سرباز را در موقعیتهای استراتژیک به تصویر میکشد؛ تلاشی که برای پیدا کردن دیدگاه استتارشدهٔ دشمن در میان نخلها انجام میدهد، نمونهای از صبر و ذکاوت در جنگهای نامتقارن است. کتاب همچنین به این پرسش بنیادین پاسخ میدهد که چگونه حوادث سهمگین تاریخی، انسانهای معمولی را به نویسندگانی بدل میکنند که برای ثبت حقیقت و جلوگیری از نسیان، دست به قلم میبرند.
کوچ فاختهها روایتی است از «ماندن» و «روایت کردن»؛ سندی از روزگاری که در آن فاختههای مهاجر، بهاری سخت را تجربه کردند و والافر با قلم خود، یادمان آن ایستادگی را برای آیندگان به یادگار گذاشته است.
این کتاب به علاقهمندان به تاریخ شفاهی جنگ تحمیلی، پژوهشگران حوزهی اسارت (آزادگان) و تمام کسانی که به دنبال درک ملموس و بیواسطه از جزئیات زندگی رزمندگان در خطوط مقدم و اردوگاههای اسارت هستند، پیشنهاد میشود.
آنچه پیش روی شما قرار دارد روایت بخشی از زندگی آزاده سرافراز سیاوش والافر از دوران کودکی، تکاپوهای جوانی و شرایط اسارتش می باشد که بازگوکننده شرح حال و اوضاع روزگار وی در این دوره در مواجهه با حوادث و رخدادهای پیش آمده، با قلم خود او است. در اینجا ممکن است سئوالی ذهن آدمی را با خود مشغول دارد اینکه به راستی اگر والافر و راویانی چو او1 دچار سرنوشتی چنین نمی شدند آیا باز حاضر بودند به کار نگارش حال و روز خویش از وقایع زندگی شان دست بزنند؟2