شخصیت و زندگی دیهگو آرماندو مارادونو، اسطورهٔ فوتبال جهان، از هر جهت برای مردم دنیا جالب توجه است. زندگی بعضی از فوتبالیستهای شاخص و معروف برای فوتبالدوستها جذاب است؛ اما مارادونا تنها بازیکنی است که زندگیاش حتی برای غیر فوتبالیها هم اهمیت و جذابیت دارد. همه میخواهند بدانند این بازیکن ریزجثه که با قدمهای خود طوری در زمین میدود که کسی به گرد پایش نمیرسد، چه کسی است؟ این بازیکن که حتی با انگشتان دستش هم میتواند معجزه کند و انتقام مردم کشورش را از استعمار پیر بگیرد، چگونه زندگی میکند؟
کتاب ماردونا نوشتهٔ گیم بالاگه پژوهشی جامع و کامل دربارهٔ خانوادهٔ دیهگو، زندگی شخصی، حرفهای و فوتبالی مارادونا و همچنین دوران بازنشستگی اوست و تمام اتفاقاتی که باعث شد حواشیْ بر متن زندگیاش چیره شود و او از فوتبال خداحافظی کند. اما دیهگو در اواخر عمرش هم سعی کرد همچنان بر مستطیل سبز اثر بگذارد و چشمان مردم در سرتاسر دنیا را به سوی خود جلب کند؛ او همیشه برای مردم اسطوره باقی میماند.
گیم بالاگه برای نوشتن این کتاب سعی کرده از منابع مختلفی ازجمله مصاحبههای خود دیهگو و همچنین گفتوگو با اطرافیان مارادونا و مقالههایی که دربارهٔ او منتشر شده استفاده کند.
خواندن کتاب مارادونا را به چه کسانی پیشنهاد میکنیم؟
این کتاب را به عاشقان هنر ناب و شیفتگان کاریزمای جنجالیترین ستارهٔ تاریخ فوتبال پیشنهاد میکنیم.
بخشی از کتاب مارادونا
«دنیای مارادونا در مدت پانزده ماه حضورش در بوکا بهکُلی تغییر کرد. شهرت درهای زیادی به رویش گشود و او هم با جرئت و جسارتی که داشت با کمال میل به استقبال تجارب تازه میرفت. او در جایگاه پُردرآمدترین و قدرتمندترین بازیکن باشگاه از نفوذش در مسائل حساس استفاده میکرد. مثلاً بوکا از بازیکنهای جوانتر بابت پیراهنهایشان پول میگرفت. دیهگو از هیئتمدیرهٔ باشگاه خواست پیش از هر مسابقه یک دست پیراهن رایگان به هر بازیکن داده شود. در روز جهانی دوستی در ماه ژوئیه، به نزدیکترین دوستانش یک ساعت مارکدار هدیه داد که نشاندهندهٔ وضعیت مالی و طبقهٔ اجتماعیاش بود.
روبرتو موزو، رکورددار تعداد بازی برای بوکا، به دیهگو بورینسکی، خبرنگار ال گرافیکو، میگوید: «دیهگو شنبهشبها بامو خودش را به من قرض میداد که (به شهری در استان بوئنوسآیرس) بروم تا روزنامهٔ لا رازون بخرم. فردای روزی که این روزنامه را خریدیم بازی را بردیم و از آن به بعد این کار به یک رسم خرافی تبدیل شد.»