یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!
معرفی کتاب
نویسنده با نثری ادبی و گاه شاعرانه، خواننده را به سفری در جهان عقل و عشق دعوت میکند. کتاب تنها به بحث نظری بسنده نمیکند، بلکه با روایتهایی تأملبرانگیز از زندگی کسانی که عقل حسابگر را کنار نهاده و به راه طاعت گام نهادهاند، جلوههایی از این "فرهنگ جنون" را به تصویر میکشد. این روایات که ریشه در سیره عارفان و دلدادگان راه حق دارند، بهویژه با نگاهی عمیق به واقعه کربلا و شخصیت بیبدیل حضرت اباعبدالله الحسین (علیهالسلام)، به اوج خود میرسد و نشان میدهد که چگونه در عاشورا، عقل در برابر عشق الهی سر تعظیم فرود آورد.
کتاب روضه عقل، فرهنگ جنون اثر حجتالاسلام محسن عباسی ولدی و منتشر شده توسط نشر آیین فطرت، کاوشی عمیق و دلنشین در نسبت میان دو گونه عقلانیت است: "عقل حسابگر" که منطق سود و زیان دنیوی را معیار قرار میدهد، و عقل طاعت یا همان جنون عاشقانه که سعادت حقیقی را در گرو بندگی و عشق الهی میداند. این کتاب بهصراحت به این تضاد بنیادین میپردازد و نشان میدهد که چگونه در نگاه سطحینگر عقل حسابگر، زیست بر مبنای عشق و بندگی ممکن است جنونآمیز تلقی شود، حالآنکه در منظومه معارف اسلامی و نگاه عارفانه، این اوج عقلانیت و کمال انسانی است. این اثر به خواننده کمک میکند تا این دو معیار را از هم بازشناسد و جایگاه هر یک را در فرهنگ و زندگی فردی دریابد.
"روضه عقل، فرهنگ جنون" خواننده را به بازنگری در معیارهای شخصی و اجتماعی خود برای سنجش عقلانیت فرامیخواند. این کتاب، باتکیهبر آیات، روایات و دلنوشتههای پراحساس، ارزش والای زیست مؤمنانه و عاشقانه را به نمایش میگذارد و خواننده را به تفکر در معنای حقیقی سعادت و کمال واداشته و دیدگاه او را نسبت به نسبت عقل و عشق در زندگی متحول میسازد. مطالعه این اثر ارزشمند برای هر کسی که دغدغه نسبت میان ایمان و عقل را دارد، علاقهمند به ادبیات عرفانی است، و میخواهد با نگاهی متفاوت و عمیقتر به فرهنگ عاشورا بنگرد و انگیزهای برای زیستن با عشق و ایمان بیابد، گنجینهای بینظیر و اثری روشنگر خواهد بود. این کتاب دعوتی است برای پیوند با مکتب حسینی و یافتن راهی بهسوی روشنایی عقل طاعت در دل تاریکیهای فرهنگ حسابگری.
این کتاب به کسانی پیشنهاد میشود که به دنبال درک عمیق نسبت میان عقلانیت دنیوی و عقلانیت ایمانی و عاشقانه در اسلام هستند. مطالعه آن برای علاقهمندان به عرفان اسلامی، فرهنگ عاشورا و سیره ائمه (ع)، و همچنین کسانی که میخواهند معیارهای ارزشی زندگی خود را بازنگری کنند، روشنگر خواهد بود. این اثر برای تمامی خوانندگانی که به دنبال متنی ادبی و تأملبرانگیز با مضامین عمیق دینی و اخلاقی هستند، مناسب است.
گمان نمی کنم در میان واژه ها مظلوم تر از عقل واژه ای بتوان یافت. آن کس که از هیچ کار زشتی اِبا ندارد و جانش را به هر لکۀ ننگی آلوده می کند مدعی عقل است و کسی هم که در نیرنگ زدن رقیبی ندارد خودش را عاقل می نامد. آن کس که به نام فهم زمان، هر چه را که رنگ سنّت دارد، مُهر جهالت می زند ادعا دارد که عقل، چنین حکمی صادر کرده و آن کس که زمان را نمی فهمد و هر تغییری را شعبه ای از کفر می داند خود را بهره مند از عقل می خواند.
در کنار این ها کسی هم که دست طاعت بر سینه نهاده و مُهر بندگی بر دل نشانده می گوید که چون عقل دارم در برابر هر چه او می گوید، چشم می گویم و فرمانش را بر چشم می نهم. اما عقل وقتی به قلۀ مظلومیت می نشیند که بدانی در میان همۀ این جماعت تنها همین دسته اند که مردمانی محروم از عقل و دیوانه نامیده می شوند.چقدر مظلومیت! هر که از خدای عقل فرمان می برد، دیوانه نامیده می شود و آن که قوّۀ مکارۀ خویش را فرمانده وجود خود می کند و طوق بندگی نفس را بر گردن می نهد و حلقۀ غلامی شیطان را آویز گوش خویش می کند عاقل خوانده می شود!!
امروز باید روضۀ عقل خواند و گریست. اما در میانۀ این میدان، آنان که خود را سرباز عقل می دانند از بند واژه ها بیرون آمده و بی آنکه با این قوم بر سر الفاظ از در ستیز وارد شوند به سراغ مفهوم عقل رفتند و دیوانگی را همان طور معنا کردند که باطن آن، چیزی جز عقل نباشد. دیوانه در این نوشتار بنده ای است که با «عقل حسابگر» غریبه بوده و تنها در پی طاعت خداست. از همین رو اهل دنیا او را دیوانه می خوانند. عاقل در این جملات کسی است که حسابگری های دنیایی را نشانۀ عاقل بودن خود دانسته و با «عقل طاعت» غریبه است. این اثر نثری ادبی و شاعرانه پیرامون حضرت سید الشهداء (علیه السلام) می باشد.