به نام خدا

یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!

02166963155
ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن

مسخ

چاپ جاری: 2
نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی
تعداد صفحات: 79
شابک: 9786009892402
شناسه کتاب: 193119
آیکون توضیحات کتاب

معرفی کتاب

کتاب «مسخ» اثر برجسته و ماندگار نویسنده‌ی چک، فرانتس کافکا، که نخستین بار در سال 1915 به دنیای ادبیات عرضه شد، یکی از شاهکارهای ادبی به شمار می‌آید که در آن نویسنده با سبکی خاص و قدرتمند، موضوعاتی چون اضطراب، بیگانگی و احساس تنهایی را در دل زندگی مدرن به تصویر می‌کشد. کافکا، که در دوران حیاتش به طور گسترده‌ای مورد توجه قرار نگرفته بود، امروزه به عنوان یکی از تأثیرگذارترین و شناخته‌ شده‌ترین نویسندگان تاریخ ادبیات محسوب می‌شود. 

درباره کتاب مسخ

ماجرا با جمله‌ای بسیار عجیب و تکان‌دهنده آغاز می‌شود: «گرگور سامسا یک روز از خواب بیدار شد و دید که در رختخوابش به حشره‌ای مهیب تبدیل شده است.» این جمله نه تنها توصیف یک رویداد غیرممکن است، بلکه به نوعی نمایان‌گر تحولی عمیق در زندگی شخصیت اصلی است که ناگهان متوجه می‌شود به موجودی بی‌هویت و منفور تبدیل شده است. داستان حاکی از این است که با تبدیل شدن گرگور به یک سوسک، او دیگر تنها به یک موجود زنده تبدیل نشده، بلکه ارتباطش را با دنیای انسانی و خانواده‌اش به کل از دست می‌دهد. این تغییر، تمثیلی است از بیگانگی انسان در دنیای امروز، که در آن انسان‌ها به طور فزاینده‌ای احساس انزوا و عدم ارتباط با دیگران می‌کنند. کتاب «مسخ» به دلیل روایت دلهره‌آور و جذابش، بی‌تردید جایگاهی ویژه در ادبیات مدرن دارد و می‌توان آن را به کلیه علاقه‌مندان به مفهوم‌های عمیق انسانی، از جمله فلسفه و روانشناسی، توصیه کرد. این رمان تجربه‌ای عمیق از حس تنهایی و گناه را به مخاطب عرضه می‌کند و به پرسش‌های بی‌پاسخ انسان مدرن در مواجهه با تغییرات ناگهانی و غیرقابل‌توضیح می‌پردازد. 

خواندن کتاب مسخ را به چه کسانی توصیه می‌کنیم

اگر به دنبال کتابی هستید که تجربه‌ای عمیق از احساسات انسانی را به چالش بکشد و شما را به تفکر درباره‌ی ارتباطات و سرنوشت خود وا دارد، کتاب «مسخ» را به شدت پیشنهاد می‌کنم. این اثر، اثری است که هرگز از ذهن خواننده پاک نمی‌شود و بارها و بارها می‌توان به آن بازگشت و هر بار دیدگاه جدیدی پیدا کرد. 

در بخشی از کتاب مسخ می‌خوانیم:

 چه شغلی، چه شغلی انتخاب کرده‌ام! هر روز در مسافرت! دردسرهایی که بدتر از معاشرت با پدر و مادرم است! بدتر از همه این زجر مسافرت، یعنی عوض کردن ترن‌ها، سوار شدن به ترن‌های فرعی که ممکن است از دست برود، خوراکی‌های بدی که باید وقت و بی‌وقت خورد! هر لحظه دیدن قیافه‌های تازه‌ی مردمی که انسان دیگر نخواهد دید و محال است که با آن‌ها طرح دوستی بریزد! کاش این سوراخی که تویش کار می‌کنم به درک می‌رفت! 

کتاب‌های مشابه







ناموجود
موجود شد باخبرم کن