به نام خدا

یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!

02166963155
ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن

غرب زدگی

ناشر:
مجید
نویسنده:
جلال آل احمد
چاپ جاری: 7
نوع جلد: شومیز
قطع: رقعی
تعداد صفحات: 192
شابک: 9789644530708
شناسه کتاب: 18812
آیکون توضیحات کتاب

معرفی کتاب

در میانه قرن بیستم، زمانی که ایران درگیر تغییرات سریع اجتماعی و اقتصادی بود، صدای نویسندگانی برخاست که دغدغه اصلی‌شان هویت و استقلال فرهنگی بود. جلال آل احمد در اثر مهم خود غرب زدگی با نگاهی تند و بی‌پرده، پدیده‌ای را به نقد می‌کشد که به باور او همچون بیماری مسری، جامعه ایرانی را گرفتار کرده است. او با زبانی عصبی، شلاقی و پرخاشگر، تصویری از انسان غرب‌زده ارائه می‌دهد؛ انسانی که ریشه‌های خود را از دست داده و در تقلید کورکورانه از فرهنگ و آداب غربی، به پوچی و بی‌هویتی رسیده است. این کتاب نه تنها یک متن انتقادی، بلکه سندی تاریخی از دغدغه‌های روشنفکری ایرانی در مواجهه با مدرنیته و غرب است.

درباره کتاب غرب زدگی

کتاب غرب زدگی نوشته جلال آل احمد، یکی از مهم‌ترین متون انتقادی و اجتماعی معاصر ایران است که نخستین بار در دهه 1340 منتشر شد. آل احمد در این اثر، غرب‌زدگی را به‌عنوان نوعی آفت اجتماعی معرفی می‌کند؛ آفتی که همانند وبا یا طاعون، جوامع جهان سوم را بیمار و ناتوان می‌سازد. او معتقد است که غرب‌زدگی نه صرفاً یک مسئله سیاسی یا فلسفی، بلکه پدیده‌ای اقتصادی و اجتماعی است که ریشه در وابستگی به ماشین و تولید صنعتی دارد.
در نگاه آل احمد، غرب شامل کشورهایی است که توانسته‌اند با کمک ماشین، مواد خام را به کالاهای پیچیده تبدیل کنند و آن‌ها را به بازار عرضه نمایند. در مقابل، کشورهای جهان سوم تنها تأمین‌کننده مواد خام‌اند و همین وابستگی، آنان را به مصرف‌کنندگان صرف بدل کرده است. او با این تحلیل، نشان می‌دهد که چگونه غرب‌زدگی به معنای از دست دادن استقلال اقتصادی و فرهنگی است.
ویژگی برجسته کتاب، نثر خاص آل احمد است. او با حذف بسیاری از اجزای جمله، نثری کوتاه، بریده و پرشتاب خلق کرده که ضرب‌آهنگی تند دارد و خواننده را با خود همراه می‌کند. نثر او تلگرافی، عصبی و پر از انرژی است؛ نثری که در خدمت بیان خشم و اضطراب نویسنده از وضعیت جامعه قرار می‌گیرد. آل احمد با بهره‌گیری از نثر کهن فارسی و تأثیرپذیری از نویسندگان فرانسوی، سبک منحصر به فردی پدید آورده که در این کتاب به اوج خود می‌رسد.
غرب زدگی تنها یک نقد فرهنگی نیست، بلکه نوعی آسیب‌شناسی اجتماعی است. آل احمد در این اثر، انسان غرب‌زده را موجودی معرفی می‌کند که نه به چیزی اعتقاد دارد و نه بی‌اعتقاد است؛ انسانی التقاطی، بی‌ریشه و نان به نرخ روزخور که تنها به گذران زندگی خود می‌اندیشد. این تصویر، هشداری است نسبت به خطر از دست رفتن هویت ملی و فرهنگی در برابر سیطره تمدن غربی.

خواندن کتاب غرب زدگی را به چه کسانی توصیه می‌کنیم

این کتاب برای همه علاقه‌مندان به تاریخ اندیشه و ادبیات معاصر ایران اثری ضروری است. پژوهشگران علوم اجتماعی و فلسفه می‌توانند از آن به‌عنوان منبعی برای شناخت جریان‌های فکری دهه‌های میانی قرن بیستم استفاده کنند. همچنین برای دانشجویان و علاقه‌مندان به مباحث هویت فرهنگی و نقد مدرنیته، غرب زدگی متنی الهام‌بخش و چالش‌برانگیز خواهد بود.
اما فراتر از حوزه دانشگاهی، این کتاب برای هر خواننده‌ای که به دنبال درک بهتر از ریشه‌های فکری و فرهنگی جامعه ایران است، جذاب خواهد بود. غرب زدگی نه تنها بازتابی از دغدغه‌های یک نویسنده، بلکه آینه‌ای از پرسش‌های یک ملت در برابر مدرنیته است.

در بخشی از کتاب غرب زدگی می‌خوانیم:

آدم غرب‌زده‌ای که عضوی از اعضای دستگاه رهبری مملکت است، پا در هواست. ذرّه‌ی گردی است معلّق در فضا. یا درست هم‌چون خاشاکی بر روی آب. با عمق اجتماع و فرهنگ و سنّت رابطه‌ها را بریده است. رابطه‌ی قدمت و تجدّد نیست. خطّ فاصلی میان کهنه و نو نیست. چیزی است بی‌رابطه با گذشته و بی‌هیچ درکی از آینده. نقطه‌ای در یک خط نیست؛ بلکه یک نقطه‌ی فرضی است بر روی صفحه‌ای، یا حتّی در فضا. عین همان ذرّه‌ی معلّق. لابد می‌پرسید پس چگونه به رهبری قوم رسیده است؟ می‌گویم به جبر ماشین و به تقدیر سیاستی که چاره‌ای جز متابعت از سیاست‌های بزرگ ندارد. در این سوی عالم و به خصوص در مالک نفت‌خیز، رسم بر این است که هر چه سبک‌تر است، روی آب می‌آید. موج حوادث در این نوع مخازن نفتی، فقط خس و خاشاک را روی آب می‌آورد. آن قدر قدرت ندارد که کف دریا را لمس کند و گوهر را به کناری بیندازد؛ و ما در این غرب‌زدگی و دردهای ناشی از آن، با همین سرنشینان بی‌وزن و وزنه‌ی موج حوادث سر و کار داریم. بر مرد عادی کوچه که حرجی نیست و حرفش شنیده نیست و گناهی بر او ننوشته‌اند. او را به هر طریق که بگردانی، می‌گردد. یعنی به هر طریق که تربیت کنی، شکل می‌گیرد و اصلاً اگر راستش را بخواهید، چون این مرد کوچه در سرنوشت خود مؤثر نیست؛ یعنی برای تعیین سرنوشت او سخنی از او نمی‌پرسیم و مشورتی با او نمی‌کنیم و به جایش همه از مستشاران و مشاوران خارجی می‌پرسیم؛ کار چنین خراب است و چنین گرفتار رهبران غرب‌زده‌ایم که گاهی درس هم خوانده‌اند، فرنگ و امریکا هم بوده‌اند و کاش سر و کارمان در دستگاه رهبری مملکت، تنها با همین فرنگ رفته‌ها و درس خوانده‌ها بود. در حالی که چنین هم نیست و این‌طور که من می‌بینم و سربسته می‌گویم به اقتضای همان چه گذشت، در ولایات این سوی عالم، رسم بر این شده است که از هر صنف و دسته‌ای، لومپن (Lumpen)ها به روی کارند. یعنی وازده‌ها بی‌کاره‌ها؛ بی‌اراده‌ها. بی‌اعتبارترین بازرگانان، گردانندگان بازار و اتاق تجارتند، بی‌کاره‌ترین فرهنگیان، مدیران فرهنگند؛ ورشکسته‌ترین صراف‌ها، بانک دارند؛ بی‌بخارترین یا بخو بریده‌ترین افراد، نمایندگان مجلس‌اند؛ راه نیافته‌ترین کسان، رهبران قوم‌اند. گفتم که شما خود هر که را استثناست، کنار بگذارید. حکم کلّی در این دیار بر پر و بال دادن به بی‌ریشه‌هاست، به بی‌شخصیّت‌ها. اگر نگویم به رذل‌ها و رذالت‌ها. آن‌که حق دارد و حق می‌گوید و درست می‌بیند و راست می‌رود، در این دستگاه جا نمی‌گیرد. به حکم تبعیّت از غرب، کسی باید در این‌جا به رهبری قوم برسد که سهل العنان است، که اصیل نیست، اصولی نیست؛ ریشه ندارد؛ پا در زمین این آب و خاک ندارد. به همین مناسبت است که رهبر غرب‌زده‌ی ما بر سر موج می‌رود و زیر پایش سفت نیست و به همین علّت وضعش هیچ روشن نیست. در مقابل هیچ مسأله‌ای و هیچ مشکلی نمی‌تواند وضع بگیرد. گیج است. هر دم در جایی است. از خود اراده ندارد. مطیع همان موج حادثه است. با هیچ چیز در نمی‌افتد. از بغل بزرگ‌ترین صخره‌ها به تملّق و نرمی می‌گذرد. به همین مناسبت هیچ بحران و حادثه‌ای خطری به حال او ندارد. این دولت رفت دولت بعدی. در این کمیسیون نشد در آن سمینار. در این روزنامه نشد در تلویزیون. در این اداره نشد، در آن وزارتخانه، کار سفارت نگرفت. وزارت.

کتاب‌های مشابه







نظرات کاربران

ناموجود
موجود شد باخبرم کن