به نام خدا

یه کتاب خوب میتونه زندگیت رو عوض کنه!

02191306290
ناموجود
این کالا فعلا موجود نیست اما می‌توانید زنگوله را بزنید تا به محض موجود شدن، به شما خبر دهیم.
موجود شد باخبرم کن

کتاب‌های مشابه







حلزون های خانه به دوش









آیکون توضیحات کتاب

معرفی کتاب

«حلزون‌های خانه به دوش» مجموعه مقالات سید مرتضی آوینی است که در سال‌های 1368 تا 1370 در ماهنامه سوره به چاپ رسید. این مقالات پس از شهادت آوینی، توسط خانواده‌اش در قالب کتابی تدوین و منتشر شد. آوینی در این مقالات، با زبانی صریح و استدلالی، به نقد دیدگاه‌های روشنفکران و تبیین دیدگاه‌های خود در مورد مسائل مختلف فرهنگی و سیاسی می‌پردازد. او جریان روشنفکری را به زندگی حلزونی تشبیه می‌کند که همواره در پیله‌ای از وهم و خیال به سر می‌برد. این کتاب به عنوان یکی از پرمخاطب‌ترین آثار آوینی شناخته می‌شود و مورد توجه بسیاری از علاقه‌مندان به مباحث فرهنگی و سیاسی قرار گرفته است.

درباره کتاب حلزون‌های خانه به دوش

موضوعات و مضامین اصلی کتاب: نقد جریان روشنفکری: بررسی انتقادی جریان روشنفکری و نسبت آن با انقلاب اسلامی در حوزه فرهنگ، هنر و مطبوعات. مقابله با شبهات: پاسخ به شبهاتی که روشنفکران غرب‌زده در مواجهه با انقلاب اسلامی مطرح می‌کردند. تفاوت عرفان حقیقی و کاذب: بررسی و تبیین تفاوت‌های میان عرفان‌های حقیقی و عرفان‌های دروغین. مسائل فرهنگی و سیاسی پس از جنگ: تحلیل مسائل و چالش‌های فرهنگی و سیاسی ایران پس از جنگ ایران و عراق و رحلت امام خمینی (ره). نقد ژورنالیسم حرفه‌ای: ارزیابی و نقد رویکردهای حرفه‌ای در روزنامه‌نگاری و مطبوعات. مفهوم تجدد و تحجر: بررسی و تحلیل مفاهیم تجدد و تحجر در جامعه ایران. معیارهای حرکت فرهنگی و سیاسی: تلاش برای تعیین و تبیین معیارهای صحیح برای حرکت فرهنگی و سیاسی بر اساس ارزش‌های انقلاب اسلامی. برخی از مقالات مهم کتاب: کدام عرفان؟، روشنفکران و معاصر بودن، آفات غرض‌ورزی، وقتی روشنفکران وارث انقلاب اسلامی می‌شوند، انقلاب اسلامی و اتوپیای غرب‌زدگان، از مایکل جکسون تا شهرنوش پارسی‌پور، ژورنالیسم حرفه‌ای، کانون کدام نویسندگان؟، یک هشدار، تجدد یا تحجر؟، تحلیل آسان و حلزون‌های خانه به دوش. شهید سید مرتضی آوینی در کتاب «حلزون‌های خانه به دوش» نقدهای صریح و گسترده‌ای درباره جریان روشنفکری در ایران مطرح می‌کند که مهم‌ترین آن‌ها عبارت‌اند از: ارجح دانستن خود نسبت به مردم و ایجاد شکاف اجتماعی: آوینی معتقد بود جریان روشنفکری با نگاه برتر و خودمحورانه، خود را بالاتر از عموم مردم می‌داند و این باعث ایجاد شکاف و مسمومیت فرهنگی در جامعه می‌شود. او انقلاب اسلامی را نمونه‌ای بزرگ برای رد این تفکر می‌داند که مردم عادی می‌توانند عامل اصلی تغییرات بزرگ باشند، نه روشنفکران. بی‌ارتباطی و عدم پیوند با مردم: آوینی روشنفکران ایرانی را افرادی می‌داند که ارتباط واقعی و فعالی با مردم ندارند و بیشتر در فضای تئوریک و آکادمیک خودشان باقی می‌مانند، در حالی که جریان روشنفکری در غرب پیوند فعال و تاریخی با مردم دارد. سطحی‌نگری و ظاهرگرایی: او روشنفکران را افرادی می‌داند که بیشتر به ظاهر، نام و شهرت اهمیت می‌دهند تا محتوای واقعی و عمیق اندیشه‌ها و آثارشان. به عبارتی، روشنفکران به جای پرداختن به عمق مسائل، به سطحی‌نگری و تبادل اسامی کتاب‌ها می‌پردازند. وابستگی به فرهنگ غرب و تقلید کورکورانه: آوینی جریان روشنفکری را جریانی می‌داند که به شدت تحت تأثیر فرهنگ غرب است و بسیاری از مفاهیم و ارزش‌های آن را بدون توجه به بستر فرهنگی و اجتماعی ایران وارد کرده است. او این جریان را «شجره‌های غربی» می‌نامد که جز در خاک غرب نمی‌روید. وادادگی و درماندگی فرهنگی: آوینی سرانجام روشنفکری در ایران را چیزی جز وادادگی و درماندگی نمی‌داند و هشدار می‌دهد که این جریان قصد دارد در فرهنگ ما نفوذ کند و خود را تحمیل نماید. برخی نقدها و تعابیر آوینی درباره روشنفکران ایرانی، به ویژه تعمیم‌های کلی و برچسب‌زنی‌ها، از نظر برخی منتقدان فاقد انصاف بوده و می‌توانست با دقت و تفکیک بیشتری بیان شود. در مجموع، آوینی روشنفکری ایران را جریانی می‌بیند که از مردم و واقعیت‌های جامعه فاصله گرفته، بیش از حد به ظاهر و تقلید غربی‌ها توجه دارد و فاقد ارتباط عمیق و مؤثر با فرهنگ و ارزش‌های ایرانی-اسلامی است. او این جریان را تهدیدی برای فرهنگ و هنر انقلاب اسلامی می‌داند و در آثارش از جمله «حلزون‌های خانه به دوش» با جدیت به نقد آن می‌پردازد.

خواندن کتاب حلزون‌های خانه به دوش را به چه کسانی توصیه می‌کنیم؟

خواندن کتاب «حلزون‌های خانه به دوش» به علاقه‌مندان به آثار شهید سید مرتضی آوینی، به ویژه کسانی که به نقد فرهنگی، سیاسی و اجتماعی در ایران معاصر علاقه‌مندند، توصیه می‌شود. این کتاب برای مخاطبانی مناسب است که می‌خواهند با نقدهای عمیق و مستدل درباره جریان روشنفکری و نسبت آن با انقلاب اسلامی آشنا شوند و به دنبال درک بهتر مسائل فرهنگی و سیاسی پس از انقلاب و جنگ ایران و عراق هستند. همچنین، این کتاب برای دانشجویان، پژوهشگران و فعالان فرهنگی که به دنبال الگویی عملی برای نقد مؤثر و محترمانه در حوزه‌های مختلف فرهنگی و اجتماعی می‌گردند، بسیار مفید است.

در بخشی از کتاب حلزون‌های خانه به دوش می‌خوانیم 

عرفان حقیقی با وصول به حق و فنای در او تحقق می‌یابد و عارف حقیقی با فنا کردن خود در خدا به بی‌خودی می‌رسد و « اناالحق » بیان این بی‌خودی است، که البته اهل ولایت ماذون به افشای آن نیستند. عرفان دروغین با تقرب به شیطان حاصل می‌آید و اهل آن خود را یکسره به فتنه و سحر شیطان می‌سپارند و به نوعی بی‌خودی یا روحانیت قلابی دست می‌یابند که در حقیقت جز اثبات نفس و استغراق و استهلاک در پایین‌ترین مراتب نفس، که نفس اماره باشد، هیچ نیست. عارف حقیقی واله و شیدای حق است و عارف دروغین مفتون شیطان؛ عارف حقیقی مست می‌الست است و عارف دروغین مست می‌پلشت آب انگور. هر دو، عقل از کف نهاده و بی‌اختیار هستند، اما اولی اراده‌اش را در ارادت حق فانی کرده است و عقلش را داده تا به جنون عشق رسد، و آن دیگری طوق ارادت شیطان بر گردن گرفته؛ او نیز به دیوانگی رسیده است، اما دیوانگی‌اش نه جنون عشق که جن زدگی است. آن چه که این جن زدگان به نام عرفان می‌خوانند، هیچ نیست جز سخت‌ترین مراتب اغوای شیطان و سفری نفسانی تا آسمان دروغین وارونه‌ای که از انعکاس آمال موهوم در سراب سحر و فتنه شیطان معنا گرفته است. اینان مصداق اتمّ این آیات هستند که در آخر سوره « شعرا » آمده است: آیا خبرتان کنم که شیاطین بر که فرود می‌آیند؟ بر هر دروغ پرداز گناه کار. ( شیاطین ) گوش به انبای غیب می‌سپارند، اما بیش‌تر دروغ می‌بافند. و از شعرا جز اغواشدگان تبعیت نمی‌کنند. آیا نمی‌نگری که چگونه در هر برهوتی سرگردان‌اند و می‌گویند آن چه را که بدان عمل نمی‌کنند؟ اتمسفر رسانه‌ای غرب چنان مفاهیم کلمات را دگرگون ساخته است که هر بار پیش از هر چیز باید درباره کلمات و مفاهیم آن سخن گفت. یکی از معادلات مفهومی و ارزشی که القائات رسانه‌ای غرب ایجاد کرده این است: نفی استبداد مساوی است با دموکراسی. این اتمسفر آن چنان غلبه‌ای بر اذهان دارد که در اینجا همه می‌پندارند هر حکومتی که مورد تأیید مردم باشد دموکراتیک است و بنابراین، بسیاری از دوستان را سعی بر این است که بگویند ولایت فقیه یک حکومت دموکراتیک است و خوب! اگر معنای دموکراتیک خیلی ساده «مردمی» بگیریم، این معادله درست از آب درمی آید. بحث درباره دموکراسی نیست، اما از آنجا که این آقایان و خانم‌های محترم فرنگ زده‌ی غربباور، همیشه پشت این اختلافات در معنا پنهان می‌شوند، قصد من آن بود که نقاب از چهره‌ی این کلمه «آزادی» که نگارنده مقاله «حکومت آسان» گفته است، بردارم تا روشن شود که برای نظام اسلامی اعطای آزادی مطلق که لیبرالیست‌ها می‌خواهند مساوی با نفی خویشتن است، چراکه اصلاً از لوازم این آزادی «انکار دین» است.

نظرات کاربران

کتاب‌های مشابه